واسطه

حکم توسل و واسطه به پیامبرﷺ و اولیاء

  1. شفاعت بر دو نوع تقسیم میشود:

    اول شفاعت مشروع (جایز):

    آنهم مخصـوص اهل اخلاص است و فقط از خداوند طلب میشود، و از هیچ کس خواسته نمیشود مگر خداوند، زیرا هیچ کس شفاعت نمیکند مگر با اجازه خدا، و رضا و خشنودی او تبارک وتعالی، و اینکه از کسی که در باره او شفاعت میشود راضی باشد، پس اگر برای کسی که در باره او شفاعت میشود، موحد و یکتاپرست باشد، شفاعت، شفاعت کنان بإذن الله برایش نفع میرساند، حال چه آن شفاعت کننده از پیامبران و یا انبیاء و یا صدیقین و یا اولیاء و یا از صالحین باشد.

    دوم شفاعت منفی (غیر جایز):

    آنهم شفاعتی است که از غیر خدا خواسته میشود، مانند کسی که از مردگان، یا غایب، یا جن شفاعت بخواهد، زیرا از کسی که قدرت و استطاعت آنرا ندارد خواسته میشود، و در قرآن آمده که مرده نمیشنود، و غایب از غیب خبر ندارد، و همچنین اولیاء الله و صالحین مردگان نمیدانند آیا کسی نزد قبرشان آمده و از آنها مدد خواسته یا از آنها طلب شفاعت کرده، و مانند اینها یا خیر.

    پس از اینجا معلوم میشود که برای کافر و مشرک شفاعت نمیشود، و از جمله آنها کسانی هستند که غیر از خدا را میطلبند، ویا ذبح و نذر را برای غیر از خدا انجام میدهند.

    خداوند میفرماید:

    وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ(۲۰) أَمْواتٌ غَیْرُ أَحْیَاء وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ (۲۱) سوره النحل.
    [و بدانید آنچه را غیر از خدا یاد میکنند انها چیزی را خلق نمیکنند و خود نیز مخلوق هستند، اینها مرده و از زندگی بی بهره اند، و هیچ حس و شعور ندارند که در چه هنگام مبعوث میشوند].
    یعنی آن اولیاء و صالحین مرده اند و زنده نیستند، و آنها از مردگان چیزی خواستند که در مقدور آنها نیست، بخلاف اینکه مرد صالح و نیکوکار زنده باشد، در اینحال جایز است که از او چیزی که میتواند خواست، مانند اینکه بگوئی: ای شیخ از خدا این و این را برای من بخواه، یا بگوید: ای فلانی به من کمک کن تا بدهیم را بپردازم، یا به من کمک کن تا این بار را بر سواریم حمل کنم، و مانند آنچه در استطاعت یاری اوست.

    بعد از اینکه بطور خلاصه موجزی از حال اهل جاهلیت را بیان کردیم، اگر واقع مردم مسلمان را نگاه کنیم در خود این سؤال مطرح میشود که: چه فرقی بین آن نادانان و جاهلان، و بین کسانیکه اولیاء و صالحین مردگان یا غایبها را نداء میکنند و در این زمان است وجود دارد؟

    و در جواب میگوییم: هیچ فرقی بین این دو گروه وجود ندارد، آنهم از چند نکته:

    ۱ ـ آنها اعتقاد دارند که از ملک خدا هیچ چیز ندارند، و همچنین اهل این عصر به نزد قبرهای اولیاء و صالحین رفته همین اعتقاد را دارند، در حسین بن علی رضی الله عنهما، و عبدالقادر الجیلانی، و السید البدوی رحمهم الله و غیر از اینها که از ملک خدا هیچ چیز ندارند .

    ۲ ـ اهل جاهلیت این اعتقاد داشتند که صالحین مرده نزد خدا جاه و منزلت دارند، پس نیازهای آنـها را بسوی خدا میرساندند، و معتقدند که آنان را بخدا نزدیک میکنند، با این حال خداوند آنان را کافر دانسته است، چنانکه آنـها میگفتند: هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ(۱۸) سوره یونس [اینها میانجی های ما در نزد خدایند].
    وگفتند: مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی(۳) سوره الزمر.
    [ما این (بتها) را نمیپرستیم مگر برای اینکه ما را بدرگاه خدا مقرب گردانند].

    واینچنین است حال کسانیکه امروزه به قبرستانها میروند آنها نیز همین اعتقادات را در مورد اولیاء دارند.

    در واقع دعا عبادت است، چنانکه خداوند تبارک و تعالی دعا را عبادت نامیده فرمودند: وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتـَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ(۶۰) سوره غافر.
    [پروردگار شما میگوید: مرا بخوانید تا بپذیرم. کسانی که خود را بزرگتر از آن میدانند که مرا بخوانند، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت].

    خداوند دعا را به عبادت تفسیر نمودند، بلکه بطور صریح و واضح در حدیثی که امام احمد وأبوداود وترمذی ونسائی وابن ماجه وابن أبی حاتم وابن جریر وابن حبان وحاکم از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت کرده اند که فرمودند: ((إنَّ الدعاء هو العباده)). دعا همان عبادت است.

    و امام أحمد از حدیث ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: ((من لم یدع الله عز وجل یغضب علیه)).
    کسیکه خدا را نخواند، خدا بر او خشم و غضب میگیرد.

    صحابه رضی الله عنهم از این حدیث چنان فهمیدند که هر کس غیر از خدا را بخواند مشرک و کافر است، اگر هم طلب او از فرشته ای مقرب و یا پیامبری مرسل باشد، و آنـها اینکار را در شدیدترین اوقات و مشکلات هم انجام نمیدادند.

    در خلافت عمر رضی الله عنه قحطی رخ داد، از عباس عم رسول الله صلی الله علیه و سلم درخواست شد تا از خدا برایشان طلب باران کند، وقتی در مصلّی بودند عمر رضی الله عنه گفتد: ((اللهم إنا کنّا نتوسل إلیک بنبینا فتسقینا، وإنا نتوسل إلیک بعم نبینا فاسقنا … فیسقون)).
    یعنی: “خدایا ما به رسول تو توسل میکردیم، و تو بر ما باران فرود میآوردی، و در حال حاضر به عموی پیامبرت توسل میجوییم، پس خدایا بر ما باران فرود آور … و خدا بر آنها باران فرود میآورد .” پس عباس رضی الله عنه دعا میکرد، و آنها آمین میگفتند.

    چرا صحابه مانند اهل زمان ما از مردگان طلب کمک و شفاعت نکردند؟ در حالیکه آنها داناترین و آگاهترین مردم به حلال و حرام بودند، آنها بودند که پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم به نماز ایستادند، و با او جهاد کردند، و با او به حج رفتند، و با او در مسجد نشسته خطبه گوش میکردند، و آنها بودند که از ادب و اخلاق او آموختند .

    همچنین مسافرت بسوی قبور پیامبران یا أولیاء ومانند آن جایز نیست، زیرا اینکار به شرک منتهی میشود. پس به وسیله ها همان حکمی تعلق میگیرد که به اهداف و نیتها و مقاصد تعلق دارد.

    به همین سبب میبینیم که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم مسافرت بسوی قبرها را حرام نموده است: ((لا تشد الرحال إلاَّ إلی ثلاثه مساجد: المسجد الحرام ومسجدی هذا والمسجد الأقصی)).
    سفر (بسوی مساجد) جایز نیست مگر بسوی سه مسجد: مسجد الحرام، و مسجد نبوی، و مسجد الأقصی.

    و مقصود این است که سفر بسوی قبر شخص صالح و مانند آن صحیح نیست.

    بطور خلاصه توسل مشروع و جایز عبارتند از:

    ۱- تـوسل به ذات خدای تعالی جایز است، مانند اینکه بگوئی: یا الله.
    ۲- توسل به یکی از اسماء الله: یا رحمن، یا رحیم، یا حی، یا قیوم .
    ۳- توسل به صفات باریتعالی: اللهم برحمتک أستغیث خدایا به رحمت تو دادرسی و استغاثه میکنم (فریاد رسی میکنم) و مانند اینها.
    ۴- توسل به دعای مرد صالحی که زنده است و وجود دارد، مثلاً میگوئیم: ای شیخ برایم دعا کن، و ماننـد این، چنانکه صحابـه رضی الله عنهم از رسول الله صلی الله علیه و سلم طلب باران میکردند .
    ۵- توسل به عمل نیک و صالح: مانند قصه اصحاب غاری که صخره ای درِ غار را بر روی آنها بست، و خدا را با اعمال صالحی که انجام داده بودند دعا کردند، خداوند مشکل آنها را بر طرف کرد و از غار بیرون آمدند.
    و ممکن است بگوئی: خدایا به دوستی و محبت من به پیامبرت، و توحیدم به تو، و طاعتم، به تو و رسولت، این چیز را به من بده.
    اما سؤال کردن و طلب تو به مقام پیامبر، و ولی، یا سوگندت به یکی از اینها، بدعتی است که تو را بسوی شرک میکشاند، و اگر هم تو را به شرک نکشاند، این نوع طلب حرام است، زیرا در اینجا سؤال کننده (طلب کننده) فقط از خداوند کمک خواسته است.

    اما سؤال و طلب از مردگان و یا شخص غیر حاضر بطور مباشر، شرک اکبر بشمار میرود.
    و خداوند بندگان را ارشاد و راهنمائی کرده تا فقط او را بخوانند، و غیر از او را نخوانند، و وعده به اجابت داده است، فرمودند: وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ(۱۸۶) سوره البقره.
    [وهنگامیکه بندگانم از تو درباره من بپرسند من نزدیکم و دعای دعا کننده را هنگامیکه مرا بخواند پاسخ میگویم پس آنان هم دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا آنان راه یابند].
    و فرمودند: وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ(۶۰) سوره غافر.
    [پروردگار شما میگوید: مرا بفریاد خوانید تا بپذیرم].
    و ما را راهنمائی کرده تا تنها از او کمک بخواهیم، و ما در هر رکعت نماز چنین میگوییم: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ(۵) سوره الفاتحه.

    [پروردگارا تنها تو را میپرستیم، و از تو یاری میجوییم].

    با اینحال بسیاری از مردم اگر اجابت دعایشان به تأخیر افتاد، بسوی قبرها و ضریح رو میآورند و به آنها توسل میجویند، در حالیکه خداوند تواناست که فوراً دعای آنها را اجابت کند، ولی این یک نوع ابتلاء و امتحان برای بندگانش میباشد، چون حکمت الهی موجب شده تا بندگان خود را امتحان کند، و ممکن است اجابت بنده را بتأخیر انداخته تا صدق و راستی او را بداند، چون اگر صادق باشد بر شدائد و مصیبتها صبر کرده استوار میشود، و بجز خدا کس دیگری را نخواهد خواند، اگر هم کوهها بر سرش پایین آید، و یا زمین شکافته شده او را ببلعد، و این گونه اشخاص اعتماد و توکلشان بر خدا قوی و محکم است.

    پس مطمئاً خدا درخواست او را بدون جواب نمیگذارد و فرد دیگر در این امتحان به فتنه افتاده و فریفته میشود، ایمان او ضعیف شده، و شیطان اینکار را برایش زینت داده تا او را از دایره اسلام خارج نماید، و سوگند خود را برآورده کند هنگامی که گفت: قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ(۸۲)إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ(۸۳) سوره ص.
    [گفت به عزت و عظمتت سوگند که (در پرتو عمر جاویدان وتلاش بی امان) همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان مخلص تو از ایشان را (که بر آنان سلطه وقدرتی نداشته و وسوسه ام در ایشان نمیگیرد‌)].

    و مصداق آن ابتلا و امتحانی که برای بشریت است، خداوند میفرماید:

    أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ(۲)وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ(۳) سوره العنکبوت.
    [آیا مردمان گمان برده اند همین که بگویند ایمان آورده ایم به حال خود رها میشوند و ایشان (با تکالیف و وظایف و رنجها و سختیهایی که باید در راه آئین آسمانی تحمل کرد) آزمایش نمیگردند؟ ما کسانی را که قبل از ایشان بوده اند (با انوع تکالیف و مشقات و با اقسام نعمتها و محنتها) آزمایش کرده ایم، آخر باید خدا بداند چه کسانی راست میگویند، و چه کسانی دروغ میگویند].
    و میفرماید: أَوَلاَ یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فِی کُلِّ عَامٍ مَّرَّهً أَوْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ لاَ یَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ یَذَّکَّرُونَ(۱۲۶) سوره التوبه.
    [آیا منافقان نمیبینند که در هر سالی، یکبار یا دوبار (و بلکه بیشتر) مورد آزمایش قرار میگیرند، بعد از آن توبه نمیکنند و عبرت نمیگیرند و بیدار و هوشیار نمیشوند].

    متأسفانه افرادی که از دیدگاه مردم از جمله علماء بشمار میروند و یا صاحبان مقام و قدرت هستند مانند انسانهای جاهل و نادان نزد قبرها کارهائی انجام میدهند که در واقع از جمله گمراهان بشمار میروند. و ممکن است مردم در این باره از آنها فتوی بخواهند، در جواب میگویند: حکم این چیز جایز و صحیح است، و از شرک بشمار نمیرود! و مردم به آنها اقتداء میکنند، ولی عاقل و دانا این کار را انجام نمیدهد، زیرا میگوید آنچه رسول الله صلی الله علیه و سلم و سلف صالح آنجام نداده اند، من آنرا انجام نمیدهم.

    پس وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم در تمامی زندگی خود غیر از خدا را نخواسته، و هیچ کس از او چنین کاری ندیده، نه در صلح و نه در آشتی، نه در وقت جنگ و نه در وقت شادی و مسرت، و نه در خوشی و خرمی و نه در شدت و سختی، بلکه آنچه از او ثابت شده اینکه هرگاه مشکل یا مصیبتی به او رسیده به بلال میگفت: ((یا بلال أرحنا بها)) [بخاری وأحمد].
    ای بلال ما را با نماز خواندن آرامش ده.

    و ما در هر نماز این آیه را میخوانیم: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ(۵) سوره الفاتحه.
    [پروردگارا تنها تو را میپرستیم و از تو یاری میخواهیم].
    یعنی هیچکس غیر از تو نمیپرستیم، و از او یاری نمیطلبیم، بلکه فقط از تو کمک میخواهیم.
    و خداوند در قرآن میفرماید: لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ (۲۱) سوره الأحزاب.
    [سرمشق و الگوی زیبایی در (شیوه پندار وگفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شماست].

    و خداوند نفرموده که: برای شما در اهل زمانتان قدوه حسن و خوبی است، (و نفرمود که: چرا به مردم زمانتان اقتداء و تأسی نکردید).

    بنابراین هنگام دعاء باید به خداوند متعال پناه برد تا مشکلاتمان را حل کند، و نه به مردگان و یا کسانی که قادر نیستند مطالب ما را برآورده کنند.

 

About ابوعبدالرحمن الأثري

مدیر ارسال مقالات و صوتیات سایت منهج

مقاله‌ای دیگر:

صراط

حقیقت صراط و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت درباره آن چیست؟

حقیقت صراط و عقیده اهل سنت درباره آن چیست؟ امام سفارینی می گوید: صراط در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>