حکم

بیان مساله حکم بغیر ما أنزل الله

  1. بیان مساله “حکم بغیر ما أنزل الله” [شیخ صالح الفوزان]

    شیخ صالح فوزان حفظه الله می‌گوید:
    از مقتضیات ایمان به الله و عبادت او تعالی این است که در برابر حکم او تسلیم شویم و به شریعت و قانون او راضی و خشنود باشیم و در هنگام اختلاف در گفتار، عقاید و درگیریها و اختلافات در خونها واموال و سایر حقوق به قرآن وسنت رجوع کنیم، چراکه تنها حاکم وداور الله تعالی است وداوری وحاکمیت به او بر می‌گردد، پس بر حاکم واجب است که بر دستوراتی که الله نازل کرده است ( قرآن وسنت) حکم کنند. وبر رعیت واجب است که برای داوری و قضاوت به قوانینی که الله در کتابش نازل کرده‌است و به سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم رجوع کنند.

    الله تعالی در باره‌ی حاکمان می‌فرماید:‌

    «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ»

    (الله به شما فرمان ‌می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بر‌گردانید و هر گاه بین مردم داوری می‌کنید به عدالت داوری کنید…). «نساء/۵۸»

    الله تعالی درباره‌ی مردم می‌فرماید:

    «‌ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلا (۵۹)»

    (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از الله و رسول و از صاحبان امر که از شما هستند، اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله و پیامبر صلی الله علیه وسلم ارجاع دهید. اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید! این [کار] برای شما بهتر و عاقبت و فرجام آن نیکوتر است). «نساء/۵۹»

    سپس توضیح می‌دهد که ایمان با مراجعه و رفتن به نزد کسانی‌که به غیر ما انزل الله حکم می‌کنند، یک جا جمع نمی‌شود می‌فرماید:‌

    «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِیدًا (۶۰)»

    (آیا ندیدی کسانی را که می‌پندارند به آنچه به سوی تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گشته ایمان دارند؟ [امّا] می‌خواهند داوری را پیش طاغوت برند، حال آن‌که دستور یافته‌اند که به آن کافر شوند، ولی شیطان می‌خواهد آ‌ن‌ها را به گمراهی دوری بیاندازد). «نساء/۶۰»

    تا آن‌جا که می‌فرماید:‌

    «فَلا وَرَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا (۶۵)»
    (پس نه، به پروردگارت سوگند ایمان ندارند مگر این‌که در اختلافات بین خود تو را حکم قرار دهند و آن‌گاه در دل‌شان از حکمی که کرده‌ای ملالی نیابند و بی‌چون و چرا تسلیم شوند). «نساء ۶۵»
    الله تعالی با سوگند، ایمان را از کسی که در اختلاف و درگیری‌ها به پیامبر صلی الله علیه وسلم مراجعه نمی‌کند و با رضایت تسلیم فرمان او نمی‌شود، و با تأکید نفی می‌کند و نیز حکم کفر حاکمانی‌ را که مطابق فرمانی که الله نازل کرده‌است، حکم نمی‌کنند، صادر می‌‌کند و آن ها را ظالم و فاسق‌ اعلان می‌کند .و می فرماید:‌

    «وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ» « مائده/۴۴»

    ‌«وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» «مائده،۴۵ »

    «وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» «مائده/۴۷»

    حکومت مطابق قوانینی که الله نازل کرده است و مراجعه به قرآن و سنت(صحیح) در تمام اختلافات و درگیریها امری اجتناب ناپذیر است، حتی نظریات اجتهادی علما مورد قبول واقع نمی شود، مگر همان نظریه‌ای که با قرآن و سنت (صحیح) مورد تأیید باشد و بدون تعصب به مذهبی خاص و یا اینکه فرد خودش را محدود به پیروی از اقوال یک امام کند؛ بلکه در تمام درگیری‌ها و خصومت‌ها و سایر مسایل نه تنها مسایل فردی، باید به همین صورت باشد، نه آن طور که در برخی از دولت‌های منتسب به اسلام به برخی از قوانین اسلامی مانند ارث، نکاح و طلاق عمل می‌شود و به برخی دیگر عمل نمی‌شود. چرا که اسلام مجموعه‌ا‌ی کامل و به هم پیوسته است که تجزیه ناپذیر است.

    الله تعالی می‌فرماید:‌» یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً » (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همگی به طور کامل وارد اسلام شوید). «بقره/۲۰۸»

    و می‌فرماید: « أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ »

    (آیا به برخی آیات کتاب [آسمانی] ایمان می‌آورید و به برخی کفر می‌ورزید؟!). «بقره/۸۵»

    به همین ترتیب بر پیروان مذاهب و گروههای معاصر واجب است که دیدگاه‌ها و سخنان رهبران و پیشوایان‌شان را با قرآن و سنت بسنجند. هر چه موافق بود بپذیرند و هرچه مخالف بود، بویژه در مسایل اعتقادی بدون تعصب و طرفداری از قرآن و سنت پیروی نمایند؛ چرا که این وصیت تمام پیشوایان مسلمان است، و مذهب همه‌ی آنان همین است، لذا هر کس با این روش مخالفت کند، پیرو حقیقی ائمه نیست، هر چند خودشان را منتسب به آنان بدانند.

    الله تعالی درباری اینان می‌فرماید:« اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ »

    (آن‌ها دانشمندان و راهبان خویش و مسیح پسر مریم علیه السلام را اربابانی در برابر الله قرار دادند…). «توبه/۳۱»

    این آیه به نصاری اختصاص ندارد بلکه تمام کسانی را که مرتکب اعمالی همانند اعمال آن‌ها شوند؛ در بر می‌گیرد. به این ترتیب هر کس با فرمان الله ورسول مخالفت کند و به غیر آنچه الله نازل‌کرده است. حکم‌کند و یا از هوا وهوس خود پیروی کند، بدون تردید از دایره ی اسلام وایمان خارج گردیده است. هر چند گمان کند مؤمن است، چرا که الله تعالی اراده‌ی این افراد را انکار نموده و داشتن ایمان به گمان‌شان را تکذیب می‌کند و می‌فرماید:‌

    » أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِیدًا (۶۰)»

    (آیا ندیدی کسانی را که می‌پندارند به آنچه به سوی تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گشته ایمان دارند؟ [امّا] می‌خواهند داوری را پیش طاغوت برند، حال آن‌که دستور یافته‌اند که به آن کافر شوند، ولی شیطان می‌خواهد آ‌ن‌ها را به گمراهی دوری بیاندازد). «نساء/۶۰»

    چرا که در این آیه می‌فرماید: « یَزْعُمُونَ » که اشاره به نفی ایمان‌شان دارد؛ چون« یَزْعُمُونَ » را غالباً برای کسی به کار می‌برند که به دروغ ادعای ایمان می‌کند و با مقتضیات ایمان مخالفت می‌ورزد و عملش با ادعایش منافات دارد و سپس این مطلب را تثبیت می‌کند و می‌فرماید: « وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ»: (حال آن که دستور داده شده بودند که با آن کفر ورزند) همان طور که در آیه‌ی سوره‌ی بقره آمده، کفر به طاغوت رکن و اساس توحید است و هرگاه این رکن وجود نداشته باشد، فرد موحد نمی‌گردد، توحید اساس ایمان است و با داشتن ایمان تمام اعمال مقبول می‌گردد و با عدم آن اعمال فاسد می‌شود. این واقعیت دراین آیه بیان شده است: ). « فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَی »

    (پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به الله ایمان آورد، به یقین که به ریسمان محکم [الهی] چنگ زده است). «بقره/۲۵۶»

    نفی ایمان از کسی که مطابق قوانین الهی (ما انزل الله) حکم نمی‌کند، بیانگر آن است که اجرای شریعت الهی، ایمان و عقیده و عبادت الله تعالی است که بر مسلمان واجب است که باید به آن عمل کند.

    شریعت الهی را تنها بدین خاطر که حاکمیت آن به مصلحت مردم است و در ایجاد امنیت پویاتر است ترجیح ندهد؛ چرا که برخی از مردم تنها به همین بُعد قضیه تأکید دارند و بُعد اوّل آن را فراموش کرده‌اند.

    الله تعالی کسانی را که شریعت الهی را فقط به خاطر مصلحت به مرحله‌ی اجرا می‌گذارند و به خاطر عبادت الله این کار را نمی‌کنند، رد می‌کند و می‌فرماید:‌

    » وَإِذَا دُعُوا إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ (۴۸)وَإِنْ یَکُنْ لَهُمُ الْحَقُّ یَأْتُوا إِلَیْهِ مُذْعِنِینَ (۴۹)»

    (و هنگامی‌که فرا خوانده می‌شوند که به سوی الله و پیامبر صلی الله علیه وسلم بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگاه گروهی از آنان رویگردان می‌شوند! ولی اگر (در مورد نزاع) حکم به سود آنان باشد، با سرعت و تسلیم به سوی او می‌آیند). «نور/۴۸-۴۹»

    پس چنین افرادی جز به هوی و هوسشان اهمیت نمی‌دهند و هر چه با هوا و هوس آنها مخالف باشد از آن روی‌ می‌گردانند، این افراد در صورتی که حق به جانب باشند، نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم می آیند؛ اما قصد عبادت الله را ندارند.
    حکم کسی که به غیر آنچه الله نازل کرده است، حکم می‌کند.
    الله تعالی می‌فرماید:‌» وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ» «مائده/۴۴»

    در این آیه آمده که حکم به غیر قوانین الهی، کفر است و این کفر، گاهی کفر اکبر است که فرد را از دایره‌ی اسلام خارج می‌گرداند و گاهی کفر اصغر است و فرد را از دین خارج نمی‌گرداند. این به وضعیت و حال حاکم بستگی دارد. چرا که اگر معتقد باشد که حکم به قوانین الهی واجب نیست و خود فرد اختیار دارد که حکم بکند یا نکند و یا قوانین الهی را سبک و بی‌ارزش بشمارد و معتقد باشد که قوانین ساخته و پرداخته‌ی بشر از قوانین الهی بهتر و یا همانند قوانین الهی است و یا بر این باور باشد که قوانین شریعت برای این زمان صلاحیت ندارد و یا با حکم به غیر شریعت قصد راضی کردن کفار و منافقان را داشته باشد، در این مورد فرد مرتکب کفر اکبر شده است.

    اگر با آگاهی و یقین در مسئله‌ای خاص به حکم شریعت اعتقاد داشته باشد؛ امّا طبق آن حکم نکند و معترف باشد که سزاوار مجازات است (باز هم به غیر ما انزل الله حکم کند) چنین فردی عاصی و گناهکار است، البته کفرش کفر اصغر نامیده می‌شود و اگر نسبت به حکم شریعت، با وجود تلاش و کوشش برای شناخت آن جاهل و بی‌خبر بماند و دچار اشتباه شود چنین فردی خطاکار است و به خاطر تلاش و کوشش، یک پاداش به وی داده می‌شود و خطایش بخشیده خواهد شد. (شرح الطحاویه ص/۳۶۳-۳۶۴ ) و این حکم در مورد قضیه‌ای خاص است.

    امّا حکم درباره‌ی مسایل عمومی با مسئله‌ی خاص متفاوت است. شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ اللَّهُ در مجموع الفتاوی ۳۵/ ۳۸۸ می‌گوید: اگر حاکم- در صورت دیندار بودن حکمی صادر کرد اما بدون علم؛ جهنمی است. و اگر عالم باشد، و بر خلاف حقی که می‌داند حکم کند، باز هم جهنمی است و هر گاه بدون رعایت عدالت و علم حکم کند، به طریق اولی جهنمی است؛ این‌ها در صورتی است که حکم در خصوص قضیه ای باشد.

    ولی اگر حکم عامی در دین باشد که حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد، سنت را بدعت و بدعت را سنت معرفی کند و معروف را منکر و منکر را معروف جلوه دهد و از آنچه الله و پیامبر صلی الله علیه وسلم امر کرده نهی کند و به آنچه منع کرده‌اند، دستور دهد؛ این رنگ و شکل دیگری دارد که پروردگار جهانیان در آن حکم می‌کند، همان معبود که آغاز و پایان همه چیز در اختیار او است وحمد و ستایش از آنِ اوست که می‌فرماید:‌ « لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ »
    (و حکم از آن اوست و بسوی او باز می‌گردید). «قصص/۸۸»
    و می‌فرماید:‌ «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَکَفَی بِاللَّهِ شَهِیدًا (۲۸)»
    (او آن ذاتی است که رسولان خویش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آنرا بر تمام دینها غلبه گرداند و کافی است که الله گواه این موضوع باشد). «فتح/۲۸»

    ابن تیمیه رَحِمَهُ اللَّهُ می‌گوید: (تردیدی نیست که هر کس به وجوب حکمی طبق آنچه الله بر رسولش نازل کرده است، معتقد نباشد، کافر است‌، چون هیچ امتی نیست مگر این که (به باور خود) دستور به قضاوت و حکومت به عدالت می‌دهد و چه بسا که عدالت در دین و مذهبش از نظریات بزرگانشان است که اصلاً از جانب الله دلیلی بر آن نازل نشده است. بسیاری از منتسبین به اسلام طبق عادات خود حکم می‌‌‌کنند همانند: صحرانشینانی که طبق رسم و عادت پدر و پدر بزرگان و گذشتگان خویش همان افرادی که سردار و حاکم بودند و مردم از آن‌ها اطاعت می‌کردند و معتقدند به جای قرآن و سنت این قوانین موروثی شایسته‌ی قضاوت و حکومت است که این کفر است. (باید دانست که) بسیاری از مردم مسلمان شده‌اند؛ امّا هنوز هم به عادات‌ و رسومی که بین خودشان رواج داشته است عمل می‌کنند، همان عاداتی که حاکمان و افرادی که از آنها اطاعت می‌کردند، دستور داده‌اند، و اینان هر گاه بفهمند که حکم و داوری جایز نیست مگر مطابق آنچه الله نازل کرده است و به شریعت پایبندی نکنند و حکم بر خلاف شریعت الهی را روا و جایز بدانند، کافر هستند). منهاج السنه النبویه ۵/۱۳۰

    شیخ محمد‌بن‌ابراهیم رَحِمَهُ اللَّهُ می‌گوید: (اما آن چیزی که گفته‌اند: «کفر دون کفر»، زمانی است که فرد به قوانین (یا حاکمی) جز الله مراجعه کند و معتقد باشد که گناهکار است و حکم الله حق است و فقط یک مرتبه و مانند این چنین کاری بکند. ولی آن کسی که قانون اساسی با برنامه مشخصی آماده می‌کند، این کفر است هر چند بگویند: ما اشتباه می‌کنیم و حکم شریعت عادلانه‌تر است، این کفری است که فرد را از دایره‌ی اسلام خارج می‌گرداند). تقریر شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ رَحِمَهُ اللَّهُ

    شیخ رَحِمَهُ اللَّهُ بین حکم جزئی که تکرار نمی‌شود و حکم کلی و عمومی که در تمام مسایل یا بیشتر مسایل مرجع است تفاوت قایل شده است و مشخص کرده که این کفری است که فرد را مطلقاً از اسلام خارج می‌گرداند و این بدان دلیل است که هر کس از شریعت اسلام رویگردانی کند و معتقد باشد قانون وضعی از شریعت بهتر است. چنین فردی بدون شک کافر و از دین خارج شده و کفرش ناقض توحید است.

    الشیخ الفوزان – از کتاب (عقیده التوحید ص/۱۱۶ )

 

About ابوعبدالرحمن الأثري

مدیر ارسال مقالات و صوتیات سایت منهج

مقاله‌ای دیگر:

صراط

حقیقت صراط و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت درباره آن چیست؟

حقیقت صراط و عقیده اهل سنت درباره آن چیست؟ امام سفارینی می گوید: صراط در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>