منهج صحیح در برخورد با کتب اهل بدعت

منهج صحیح در برخورد با کتب اهل بدعت

یکی از بلایا و مشکلاتی که در این زمان نشر پیدا کرده، و شر و ضرر آن زیاد شده است کتبی هست که پر از خرافات و بدعات هست. این کتب که اکثرا دعوتش به سوی مناهج جدید و نوپیداست و بهترین راه برای مبتدعینی هست که بدعت و ضلالتشان را در بین مردم نشر بدهند و به وسیله آن بدعت خودشان را رنگ و لعاب بدهند و آن را زینت ببخشند. در واقع آنها این نقشه خویش را با اسلوب زیبا عنوان می کنند تا نشر آن برایشان آسان شود و به خورد جهال مسلمین داده باشند.
ولی سوالی که پش می آید این هست که: راه نجات از این کتب چیست و برخورد اهل سنت و جماعت با چنین کتبی چگونه است؟
در جواب باید گفت راه نجات همان راهی هست که سلف صالح در برابر کتب اهل هوی و بدعت داشتند. روش اهل سلف این بود که از چنین کتبی تحذیر می کردند و ترک مطالعه آن، و تحذیر از نویسندگان و اصحاب آن، بلکه حتی فتوا بر وجوب از بین بردن و آتش زدن و پاره کردن آن نموده اند.

 

ولی برادر دینی این ظلم نیست و بلکه عین عدالت هست. در واقع ظلم این هست که این کتب پر از بدعت و خرافات را بدون اینکه از آن تحذیر کنی و یا بدون اینکه بطلان آنچه در درون آن هست را تبیین کنی و روشن سازی و آن کتب را به حال خودشان رها کنی ظلم است. و به این صورت به سبب این کتب عده زیادی از مردم به گمراهی بیفتند و مناهج جدید مخالف کتاب و سنت را اختیار کنند.
و ان شاء الله تعدادی از اقوال سلف صالح در روشن ساختن این موضوع را خواهیم گفت. تا برهان و دلیلی باشد بر داعیان گمراهی و کسانی که با نشر کتب غیر صحیح و مخالف منهج اهل سنت و تشویق جوانان مسلمان به مطالعه این کتب آنان را در مسیر گمراهی هدایت می کنند. و هنگامی که به آنها میگوییم این کتاب که شما از آن تعریف می کنید در آن طعن به بعضی از انبیاء است، در آن تکفیر بعضی از صحابه است، در آن قول کفری خلق قرآن است، و در آن چنین و چنان هست. چه می گویند؟! با وقاحت تمام میگویند: حق آن را می گیرم و باطلش را ترک می کنیم!
پس به آنها می گوییم: بله حق را از هر کسی که بگوید می پذیریم. و سلف صالح نیز در برابر حق توقف نمی کردند بلکه آن را می پذیرفتند، ولی با این حال نگفتند حق را از کتب اهل بدعت بگیر و باطل آن را رها کن، بلکه به صراحت گفته اند کل آن را ترک کنیم، و حتی آن را نابود کنیم، به این دلیل که حقی که در کتب اهل بدعت هست تمامی آن گرفته شده از کتاب و سنت است. پس واجب این هست که حق را از مصادر اصلی آن بگیریم، مصادی که در آن ناپاکی و بدعت نیست. بلکه مانند آینه صاف و مانند آب گواراست.
و مثال آن این است که دو لیوان آب که یکی صاف و زلال و دیگری کدر و کثیف هست. پس آیا عاقل می گوید: برو و لیوان دوم را بردار و از آن بنوش. انسان عاقل چنین چیزی نمی گوید.
پس چه باید گفت به کسانی که مردم را از منبع پاک و زلال منع می کنند و دیگران را به سوی ناپاکی و ناخالصی دعوت میکنند؟
شیخ عبدالرحمن بن حسن – رحمه الله – می فرماید: «وهر کسی که می خواهد در مورد حق بداند، پس آن در کتاب الله متعال و سنت رسولش صلی الله علیه وسلم است، کافی و شافی است و آن دو سلاح هر موحد و انسان نیکی هست. با این حال کتب اهل سنت کمکی برای فهم این دو هست و در نزد شما تصنیفات شیخ ما –رحمه الله – است که جز با تامل کافی نیست. پس بر شما دوری از اهل بدعت و رد کردن آنها واجب است» [الدرر السنیّه ( ۳/۲۱۱ ) ]
و به تحقیق که رسول الله صلی الله علیه وسلم از خواندن کتب اهل کتاب با وجود اینکه آنها نیز خالی از سخن حق نیست نهی کرده است. از جابر بن عبدالله نقل شده است: عمر بن الخطاب نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد در حالی که دستانش اوراقی از کتب اهل کتاب بود:

ایشان صلی الله علیه وسلم خشمگین شد و فرمود: ای فرزند خطاب آیا در چیزی که برایتان آوردم سرگردان شده اید؟! سوگند به کسی که جانم در دست اوست برای شما روشی واضح و روشن آوردم …. تا آخر حدیث» [۱] [لازم به ذکر هست بعضی از علما مانند شعیب ارنؤوط این حدیث را به خاطر شخص مجالد در سند این حدیث، آن را ضعیف دانسته اند. ولی شیخ آلبانی آن را حسن دانسته است]
بله؛ به تحقیق که ائمه بزرگوار بر ترک مطالعه کتب اهل بدعت اجماع داشته اند و هیچ وقت نگفته اند سخنان حق آن را بپذیرید و سخنان باطل آن را ترک کنید. (بلکه کتاب را به طور کامل نخوانید)
از امام ابن خزیمه – رحمه الله – نقل هست هنگامی که از ایشان در مورد کلام در بحث اسماء وصفات سوال شد فرمود: «بدعتی هست که آن را ایجاد کردند، أئمه مسلمین و بزرگان مذاهب مانند مالک، و سفیان، اوزاعی، شافعی، أحمد، إسحـاق، یحیى بن یحیى، ابن المبارک، محمد بن یحیى، أبی حنیفه، محمد بن الحسن و أبی یوسف در این مورد صحبت کردند و از اینکه گرفتار آن بشویم نهی کرده اند. و دوستان و شاگردانشان را به کتاب خدا و سنت رسول صلی الله علیه وسلم سوق دادند، پس بر دوری از آن و ترک مطالعه کتبشان واجب است»
وهمینطور سخن امام أبی منصور معمر بن احمد که ابو القاسم اصفهانی – رحمه الله – آن را در کتابش (الحجه فی بیان المحجه) نقل می کند: «هنگامی که سنت غریب شد، و نوآوریها و پیروان آن زیاد شدند دوست دارم در آن زمان دوستان خودم و دیگر مسلمانان را به سنت سفارشان کنم و آنها را پند حکیمانه بدهم به این صورت که بر آثار اهل حدیث و اثر از متقدمین و دیگر متاخرین چنگ بزنند. و بگویم توفیق از جانب الله هست».
سپس ایشان ادامه میدهند: «همچنین سنت بر این هست که رای و قیاس را در دین ترک کنی و همچنین دوری از جدال و خصومت و پرهیز از اهل قدر و اصحاب کلامیه و دوری از کتب اهل کلام و همچنین کتب ستاره شناسان. پس این سنتی هست که أئمه بر آن اجتماع کردند و این گرفته شده رسول الله صلی الله علیه وسلم به دستور الله عزّ وجل هست».
برادران بزرگوار؛ همچنین برای شما اقوال اهل علم از بزرگان اهل سنت وجماعت رو نقل می کنیم تا صدق و راستی کلام برای شما روشن شود.
امام عبدالله بن احمد بن حنبل رحمهما الله نقل میکند از پدرشان که از ایشان شنیدم: «سلام بن ابی مطیع از معتمدین هست، سپس پدرم گفت: ابوعوانه کتابی را نوشته هست که در آن معایب اصحاب رسول الله را نقل کرده و در آن زشتی هایی وجود دارد، پس سلام بن ابی مطیع گفت: ای ابوعوانه آن کتاب را به من بده، پس به او دادم. سلام بن ابی مطیع آن را گرفت و آتشش زد. پدرم گفت: سلام از اصحاب ایوب بود و مرد نیکوکار و صالحی بود»
و همچنین مردی از فضل بن زیاد در مورد این کار سلام بن ابی مطیع سوال شد. «گفت: امیدوارم این کار برایش ضرر و گناهی نداشته باشد. ابوعبدالله گفت: به او ضرر و گناه برسد! بلکه اجر برده است ان شاءالله»
«وهمچنین از همان فضل بن زیاد منقول هست که از امام احمد بن حنبل در مورد کرابیسی و آن چه نزدش هست سوال شد. ایشان سرشان را پایین انداخت و سپس فرمود: همانا بلا و مصیبتشان از این هست که کتبی وضع کردند و در آن آثار رسول الله و اصحابش را ترک کردند و آن کتب را قبول کردند».
«همچنین مروذی گفت به ابوعبدالله (احمد بن حنبل) گفتم کتابی را قرض گرفتم که در آن مطالب بی مصرف و زشتی هست. آیا نقض پیمان کنم و آن را آتش بزنم. فرمود: بله. مروذی گفت که ایشان فرمودند: بدعت را در کتبشان بردند. همانا باید از این کتب سخترین تحذیرها بشود».
همچنین از امام احمد نثل هست که فرمود: «بر شما است که از احدی از اهل هوی و بدعت چیزی ننویسید. چه کم و چه زیاد. بلکه بر شما واجب است به آثار و سنن چنگ بزنید».
و از حرب بن اسماعیل نقل هست که از اسحاق بن راهویه سوال شد که مردی کتابی را از مردی دزدیده است که آرای جهمیه و قدریه دارد. فرمود: کتاب را دور بیندازید. گفتند: او این کتاب را قبل از دور انداخته شود برداشته است آیا دستش قطع میگردد؟ فرمود: خیر دستش فطع نمی گردد. به اسحاق گفته شد: مردی کتابی داشت که در آن آرای إرجاء یا قدری و یا بدعت بود. پس از او گرفته ایم و هنگامی که در دست ما هست آن را اتش بزنیم یا پاره اش کنیم؟ فرمود: بر شما مشکلی نیست که این کار را بکنید.
همچنین امام مالک – رحمه الله – فرمودند: «جایز نیست که کتب اهل هوی و بدعت و طالع بینی برای مطالعه به اجاره گرفته شود».
همچنین ابومحمد ابن ابی حاتم گفت: «از پدرم و ابی زرعه می شنیدم که دستور به دوری از اهل بدعت و کج روان میدادند، و از نشستن در مجالس اهل کلام و مطالعه کتبشان نهی می نمودند و می گفتند اهل کلام هیچگاه رستگار نخواهند شد!».
وهمچنین باز از ایشان نقل شده است: «که در کتب أبی حاتم محمد بن إدریس بن المنذر الحنظلی الرازی – رحمه الله – آن چیزهایی که از ایشان می شنیدم دیدمم که می فرمود: مذهب و روش ما پیروی از رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب و تابعین و کسانی که به نیکی بعد از ایشان اتباع کردند هست. و مذهب ما ترک بدعت و تمسک به مذهب اهل اثر هست و ترک کتب کرابیسی و دوستانش که در کنار او هستند».
از نعیم بن حماد نقل هست: «هزینه کتابهای ابراهیم بن ابی یحیی را به پنج دینار دادم و آن را گرفتم و در آن کتابی دیدم که قدر بود و در کتابی دیگر آرای جهمیه بود. پس آنها را خواندم و بدان پی بردم. پس به او گفتم: آیا اینها رای تو نیز هست؟ گفت: بله. پس آن کتب را آتش زدم و مدفونشان کردم».
از حافظ بن ابوعثمان سعید بن عمرو البردعی نقل هست که روزی ابی زرعه را دیدم و از او در مورد حارث المحاسبی و کتابهایش سوال شد. پس به سوال کننده گفت: بر توست دوری از این کتب که کتب بدعت و گمراهی است و برتوست کتب اهل اثر که این کتب تو را از آنچه در آت کتب گمراه کننده هست کفایت می کند. سوال کننده گفت: ولی در آن کتب عبرتهایی هست. پس فرمود: کسی که در کتاب الله برایش عبرت نباشد (در کتاب الله به دنبال عبرت نباشد) پس هرگز در این کتاب برای او نخواهد بود. آیا مالک بن انس و سفیان الثوری و اوزاعی و ائمه گذشته چنین کتابهایی را نوشته اند که چنین سخنان خطرناک داشته باشد؟ نویسندگان چنین کتبی با اهل علم مخالفت می کنند، سپس فرمود: باشتاب ترین مردم به سمت بدعت چنین اشخاص هستند (افرادی که چنین کتبی را مطالعه میکنند).

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

).رنویس ها:

زیرنویس ها:

[۱] –  فغضب، وقال: (( أمتهوکون یا ابن الخطاب؟! والذی نفسی بیده؛ لقد جئتکم بها بیضاء نقیّه، لا تسألوهم عن شیء فیخبروکم بحق فتکذبوا به أو بباطل فتصدقوا به، والذی نفسی بیده؛ لو أنّ موسى علیه السلام کان حیاً ما وسعه إلا أن یتّبعنی ))

 

موضوع:  منهج صحیح در برخورد با کتب اهل بدعت || تهیه کننده: ربیع محمدی || مصدر: منهج

About Manhaaj.com

با توکل بر الله متعال و به یاری او سایت منهج را با هدف نشر آثار اهل سنت و جماعت راه‌اندازی نموده، معتقد به بازگشت جامعه‌ی اسلامی به دوران مبارک صدر اسلام هستیم و در این راستا برای زدودن بدعت‌ها و ناخالصی‌های واردشده بر دین می‌کوشیم و در چارچوبی که شریعت اسلام سفارش و امر نموده است، خود را به همکاری و همراهی با هم‌کیشان خویش متعهد می‌دانیم و کسانی را که از راه روشن و منهج صحیح به خطا و بیراهه رفته‌اند، معذور نمی‌دانیم؛ بلکه سعی بر تصحیح خطاها داریم، بدین صورت که خطا را بیان نموده، از تبیین منهج صحیح فروگذار نیستیم. همچنین برای نشر اقوال علمای گذشته و معاصر اهل سنت و جماعت برنامه‌ریزی نموده و امکانات دراختیار را در این جهت به‌کار خواهیم گرفت؛ و هرچند در آغاز راه هستیم، اما توفیق از سوی الله متعال است و به رحمتش امیدواریم

مقاله‌ای دیگر:

صراط

حقیقت صراط و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت درباره آن چیست؟

حقیقت صراط و عقیده اهل سنت درباره آن چیست؟ امام سفارینی می گوید: صراط در …

۴ comments

  1. بعد می خواستم بگم که:
    خیلی وقتها به اسم دین و منهج سلف از این دو سوء استفاده میشه
    شما سخن أئمه اهل سنت وجماعت رو در رد کتب اهل بدعت میارید اما از آن به منظوری که خود دارید استفاده می کنید.
    مثلا کسانی رو جزء اهل بدعت قرار می دهید که نیستند و فقط بخاطر مخالفت کوچکی با شیختان او را از دایره اهل سنت بودن خارج می سازید و این دقیقا خود حزب گرایی هست.

    • می شود بفرمایید ما به چه منظوری استفاده کردیم و چه کسی را اهل بدعت قرار داده ایم؟
      چرا اتهامی می زنید در حالی که سایت منهج تمام تمرکز خود را در تبیین عقیده اهل سنت به صورت علمی محض قرار داده است؟!
      چرا ما را متهم به حزب گرایی می کنید اما حاضر نیستید برای اثبات آن حتی دلیل بیاورید .. سبحان الله بسیار عجیب است..

      الله تعالی خوبتان کند و به شما بصیرت بدهد که حرف های دیگران را تکرار نکنید.

      با تشکر : مدیریت سایت منهج

  2. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    تشکر از زحماتتان.
    اما شما بهتره بجای رد و ردود بچسپید به تبیین عقیده اهل سنت و اونم از کتب ائمه اهل سنت و جماعت ن از معاصرینی که فقط فرقه خاصی قبولشون دارن.

    • وعلیکم السلام ورحمه الله وبرکاته
      عجیب است تعبیر شما که که ما تمرکز روی رد و ردود کرده ایم! حتی این زحمت هم به خودتان ندادید مطالب انجمن و سایت را مطالعه کنید!
      اتفاقا بیان منهج اهل سنت در برخورد کتب اهل بدعت را نیز از اقوال ائمه اهل سنت آوردیم شما زیر آن نظر گذاشتید بدون آنکه مطلب را مطالعه بکنید. تقاضای این را داریم که این مقاله را با دقت مطالعه کنید!
      همین بیان منهج اهل سنت در رد اهل بدعت نیز خود تبیین عقیده اهل سنت است!
      لطفا منصف باشید.
      احسن الله الیکم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>