آخرين پست هاي تالار
نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5
Like Tree2Likes
  • 1 Post By ناصر الدین اثری
  • 1 Post By ناصر الدین اثری

موضوع: مجموعه ی پرسش و پاسخ شرعی ( شیخ عبدالعزیز ریس )

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    26
    0

    مجموعه ی پرسش و پاسخ شرعی ( شیخ عبدالعزیز ریس )

    مجموعه ی اول
    سوال یک
    س:آیا جایز است که در تفسیر کلمه استوی برای الله سبحانه و تعالی گفته شود که علا و صعد (بلند مرتبه شد و صعود کرد)؟
    آیا سلف(گذشتگان امت در سه قرن اولیه) این عبارت را به کار برده اند؟
    ج:عبدالله ابن مبارک این قول را به کار برده است و بسیاری از اهل علم نیز از آن تبعیت کرده اند ابن تیمیة - رحمت الله بر او باد – در شرح حدیث نزول نیز آن را بیان کرده است. تفسیر استوی به صعود قول ابی عبیدة معمر ابن المثنی است و شیخ الاسلام ابن تیمیة در شرح حدیث نزول و ابن القیم در کتاب نونیة آن را شرح داده و به اثبات رسانده اند .
    ابن القیم در کتاب نونیة چهارمعنی برای کلمه استوی بیان میکند :
    1- صعود : بالا رفتن از یک مکان
    2- ا لارتفاع : بلند بودن نسبت به جایی
    3- علو : از هر چیزی بالا تر بودن – بلند مرتبه شدن
    4- استقرار : مستقر شدن ، ثبات


    سوال دوم

    حکم گفتن عذراً یا رسول الله (معذرت خواهی از رسول الله)چیست؟ و همچنین حکم ندا زدن جمادات چیست؟
    لازم است بدانیم آن ندا زدنی که در کتب توحید آمده است ندا زدن همراه با در خواست است . خواه این در خواست در حقیقت کلام باشد یا بر آن چنین حکم شود. مانند اینکه کسی بگوید : ای ولی خدا ، اینچنین ( هرچیزی) به من عطاء کن . این کلام شرک است زیرا ندا زدن غیر الله همراه با در خواست است. اما اگر این ندا همرا با درخواستی نباشد چه در ظاهر کلام و یا از معنی کلام چنین بر آید ، شرک محسوب نمی شود . همانطور که در صحیحین از رسول الله صلی الله علیه و سلم نقل شده است که فرمودند : « انا بفراقک یا ابراهیم لمحزونون » ای ابراهیم ما از دوری تو اندوهگین هستیم . در اینجا ابراهیم (فرزند رسول الله) ندا زده شده است اما همراه با درخواست نیست .
    این قاعده برای جمادات نیز ثابت است و هرگاه ندا زدن همراه با در خواست باشد شرک است ، در غیر اینصورت شرک نیست .



    سوال سوم

    در قتل عمد و غیر عمد دیه بر چه کسانی واجب است؟
    در قتل عمد به اجماع اهل علم دیه تنها بر خود قاتل واجب است و بر عاقلة (خانواده پدری) واجب نیست و ابن قدامة در کتابش المغنی این اجماع را بیان کرده است. اما در قتل شبه عمد (غیر عمد)دیة بر عاقله قاتل واجب است .
    همانطور که بزرگان اهل علم نیز به سمت این حکم رفته اند ، به دلیل آنچه در صحیحین از ابی هریرة رضی الله عنه نقل شده است که: دو زن از قبیلة هذیل با یکدیگر درگیر شدند و یکی از آنها سنگی به طرف دیگری پرتاب کرد و آن زن و آنچه در شکمش بود(جنین) را کشت . رسول الله صلی الله علیه و سلم در این مورد قضاوت کردند و پرداخت دیه را بر عهده ی عاقله آن زن (قاتل) قرار دادند.
    ربیع محمدی این مطلب را می پسندد.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    26
    0
    بسم‌الله الرحمن الرحیم
    مجموعه دوم سوال و جواب

    سؤال اول

    س: اگر وارد مسجد شدم درحالی‌که امام از رکوع رکعت آخر بالا می آید، آیا همراه امام نمازم را شروع کنم یا اینکه منتظر بمانم امام سلام بدهد یا جماعت را با او بخوانم؟
    ج: قطعاً ورود به نماز همراه امام افضل است حتی اگر امام در تشهد آخر باشد. بر این مسئله اجماع است. ترمذی نقل می‌کند که: نزد اهل علم عمل بر این است.
    از این کلام امام ترمذی چنین برداشت می شود که بر این مسأله اجماع شده است همان طور که ابن رجب در شرحش بر بخاری چنین برداشتی را بیان می کند.

    سوال دوم:

    س: حکم تعدد جماعت در یک مسجد چیست؟علی الخصوص مساجدی که در مسیر مسافران قرار دارند .
    ج: آنچه باید دانست : مساجدی که در میر مسافران قرار دارند در مساله اختلاف علما در تعدد جماعت در مسجد وارد نمی شود .همان طور که شافعی بیان میکند و همچنین مسجدی که در آن شخصی در ازای حقوق ماهیانه مکلف به امامت ان نیست نیزبه اجماع اهل علم در مساه اختلافی علماء در تعدد جماعت وارد نمی شود . همان طور که نووی در کتابش المجموع بیان می کند.
    آن چیزی که در این مساله وارد می شود مسجدی است که در مسیر مسافران قرار ندارد بلکه در منطق مسکونی است و دارای امامی است که بر امامت خود حقوق دریافت می کند. علماء در ای اختلاف بر دو قولند:
    1- قول اول مباح دانستن تعدد جماعت
    2- قول دوم : قائل به ناپسند بودن تعدد جماعت هستند.
    قول صحیح قول اول است و اهل علم بر ین قول اتفاق دارند همان طور که ابن رجب در شرحش بر بخاری چنین بیان می کند و نیز قول انس در بخاری و اقوال جمعی از تابعین مانند حسن بصری و ابی قلابه و النخعی و محمد بن قاسم و حماد ابن ابی سلیمان و غیره که به اثبات رسیده است نیز بر صحت قول اول می افزاید.
    بنابراین آنچه ظاهر و واضح است و الله به آن آگاه تر است:
    تعدد جماعت در چنین حالتی صحیح است و از باب اولی مساجدی که در مسیر مسافران قرار دارندهمان طور که ذکر شد و دلیلی برای عدم جواز تعدد جماعت در مسجد وجود ندارد و اصل بر جواز این مسئله است و فعل انس که از اصحاب است بر این نتیجه دلالت دارد و نیز دلایل دیگری نیز وجود دارد.

    سوال سوم :

    ایا سجده ملائکه برای آدم به شکل سجده معروف بوده است؟ اگرچنین بوده است ضابطه ای که بین سجده عبادت و سجده تکریم تفاوت ایجاد می کند چیست؟
    ظاهر کلام اکثر سلف این است که سجده بر آدم همانند سجده ای بوده است که میدانیم یعنی گذاشتن پیشانی بر زمین برخلاف قول برخی از سلف که آن را به شکل ایما و اشاره (اشاره با سر) بیان کرده اند . وظاهر کلام شیخ الاسلام ابن تیمیة آن را سجده ی حقیقیمی می داند .اما با این تفاوت که این سجده ها را به معنای عبادت نمی داند بلکه آن را سجده ی تکریم و بزرگداشت می داند.
    و این چنین سجده هایی در ادیان قبل از ما جایز بوده است و شیخ الاسلام در مجموع الفتاوی بیان می کند که سجده بر یک شی صرفاً به معنای عبادت آن نیست. بنا براین سجده بر یک شی لازمه ی عبادت ان نیست بلکه هم می تواند به معنای عبادت باشد و هم نباشد. اما باید بدانیم که سجده بر آن چیزی که پرستیده می شود مانند بت ها به اجماع کفر است . همان طور که قاضی عیاض آن را در کتابش "الشفاء" ذکر میکند .

    سوال چهارم:

    آیا کافی است که یک دانشجو نماز را در نماز خانه دانشگاه به جماعت بخواند بدلیل اینکه کلاس درس دارد ؟ و یا اینکه نماز را با جماعت در مسجد بخواند در حالی که مسجد دور است و در صورت رفت وآمد به مسجد بخش بزرگی از کلاس را از دست می دهد؟
    الله أعلم. آنچه مشخص است این است که در چنین مواردی ترک نماز جماعت در مسجد جایز است و نماز را می توان به جماعت در نماز خانه دانشگاه خواند زیرا مصلحت حضور در کلاس از دستش می رود و بدون شک در این صورت شخص متضرر می شود ضرر عدم حضور در کلاس و در نتیجه محروم شدن از آن درس.
    از خداوند خواستارم ما و شما را به آن چه دوست دارد و او را راضی می کند توفیق دهد و جزاکم الله خیرا .
    ربیع محمدی این مطلب را می پسندد.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    26
    0
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مجموعه ( 3 ) سوال و جواب

    سؤال اول

    س: اگر وارد مسجد شدم درحالی‌که امام از رکوع رکعت آخر بالا می‌آید، آیا همراه امام نمازم را شروع کنم یا اینکه منتظر بمانم امام سلام بدهد یا جماعت را با او بخوانم؟
    ج: قطعاً ورود به نماز همراه امام افضل است حتی اگر امام در تشهد آخر باشد. بر این مسئله اجماع است. ترمذی نقل می‌کند که: نزد اهل علم عمل بر این است.
    از این کلام امام ترمذی چنین برداشت می‌شود که بر این مسأله اجماع شده است همان طور که ابن رجب در شرحش بر بخاری چنین برداشتی را بیان می‌کند.

    سؤال دوم:

    س: حکم تعدد جماعت در یک مسجد چیست؟ علی الخصوص مساجدی که در مسیر مسافران قرار دارند.
    ج: آنچه باید دانست: مساجدی که در مسیر مسافران قرار دارند در مساله اختلاف علما در تعدد جماعت در مسجد وارد نمی‌شود. همان طور که شافعی بیان می‌کند و همچنین مسجدی که در آن شخصی در ازای حقوق ماهیانه مکلف به امامت ان نیست نیزبه اجماع اهل علم در مساله اختلافی علماء در تعدد جماعت وارد نمی‌شود. همان طور که نووی در کتابش المجموع بیان می‌کند.
    آن چیزی که در این مساله وارد می‌شود مسجدی است که در مسیر مسافران قرار ندارد بلکه در منطق مسکونی است و دارای امامی است که بر امامت خود حقوق دریافت می‌کند. علماء در این اختلاف بر دو قولند:
    1- قول اول: مباح دانستن تعدد جماعت
    2- قول دوم: قائل به ناپسند بودن تعدد جماعت هستند.
    قول صحیح قول اول است و اهل علم بر این قول اتفاق دارند همان طور که ابن رجب در شرحش بر بخاری چنین بیان می‌کند و نیز قول انس در بخاری و اقوال جمعی از تابعین مانند حسن بصری و ابی قلابه و النخعی و محمد بن قاسم و حماد ابن ابی سلیمان و غیره که به اثبات رسیده است نیز بر صحت قول اول می‌افزاید.
    بنابراین آنچه ظاهر و واضح است و الله به آن آگاه‌تر است:
    تعدد جماعت در چنین حالتی صحیح است و از باب اولی مساجدی که در مسیر مسافران قرار دارندهمان طور که ذکر شد و دلیلی برای عدم جواز تعدد جماعت در مسجد وجود ندارد و اصل بر جواز این مسئله است و فعل انس که از اصحاب است بر این نتیجه دلالت دارد و دلایل دیگری نیز وجود دارد.

    سؤال سوم:

    س:ایا سجده ملائکه برای آدم به شکل سجده معروف بوده است؟ اگرچنین بوده است ضابطه‌ای که بین سجده عبادت و سجده تکریم تفاوت ایجاد می‌کند چیست؟
    ج:ظاهر کلام اکثر سلف این است که سجده بر آدم همانند سجده‌ای بوده است که میدانیم یعنی گذاشتن پیشانی بر زمین برخلاف قول برخی از سلف که آن را به شکل ایماء و اشاره (اشاره با سر) بیان کرده‌اند. وظاهر کلام شیخ الاسلام ابن تیمیة آن را سجدهٔ حقیقیمی می‌داند؛ اما با این تفاوت که این سجده‌ها را به معنای عبادت نمی‌داند بلکه آن را سجدهٔ تکریم و بزرگداشت می‌داند.
    و این چنین سجده‌هایی در ادیان قبل از ما جایز بوده است و شیخ الاسلام در مجموع الفتاوی بیان می‌کند که سجده بر یک شیء صرفاً به معنای عبادت آن نیست. بنا براین سجده بر یک شیءلازمهٔ عبادت ان نیست بلکه هم می‌تواند به معنای عبادت باشد و هم نباشد؛ اما باید بدانیم که سجده بر آن چیزی که پرستیده می‌شود مانند بت‌ها به اجماع کفر است. همان طور که قاضی عیاض آن را در کتابش «الشفاء» ذکر می‌کند.

    سؤال چهارم:

    س: ایا کافی است که یک دانشجو نماز را در نماز خانه دانشگاه به جماعت بخواند بدلیل اینکه کلاس درس دارد؟ و یا اینکه نماز را با جماعت در مسجد بخواند در حالی که مسجد دور است و در صورت رفت وآمد به مسجد بخش بزرگی از کلاس را از دست می‌دهد؟
    ج: الله أعلم. آنچه مشخص است این است که در چنین مواردی ترک نماز جماعت در مسجد جایز است و نماز را می‌توان به جماعت در نماز خانه دانشگاه خواند زیرا مصلحت حضور در کلاس از دستش می‌رود و بدون شک در این صورت شخص متضرر می‌شود ، ضرر عدم حضور در کلاس و در نتیجه محروم شدن از آن درس.
    از خداوند خواستارم ما و شما را به آن چه دوست دارد و او را راضی می‌کند توفیق دهد و جزاکم الله خیرا.
    ویرایش توسط ناصر الدین اثری : 05-30-2017 در ساعت 12:28 PM

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    26
    0
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مجموعه ( 4 ) سوال و جواب

    سوال اول:

    سؤال:
    ان اول شی خلقه الله هو القلم (اولین چیزی که الله آن را خلق کرده است قلم است، آیا این حدیث ردی بر این سخن است که: "هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه قبل از آن آفریده دیگری باشد الی آخر "؟
    این کلام که: "هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه قبل از آن، آفریده دیگری باشد الی آخر " این کلام کفرو گمراهی است و شیخ‌الاسلام ابن تیمیة کفر و گراهی این کلام را در جاهایی از کتاب هایش از جمله منهاج السنة و در دیگر کتاب‌هایش بیان کرده است. این کلام کفراست زیرا مخلوقات اجباراً دارای ابتدا هستند. همانطور که در صحیح مسلم در حدیثی ابو هریرة رضی الله عنه از رسول الله صلی الله وعلیه وسلم نقل می‌کند که فرمودند: "اللهم انت الاول الذی لیس قبلک شیء و انت الآخر الذی لیس بعدک شیء"(بار الها تو اول هستی کسی که قبل از تو هیچ چیز نیست و توآخر هستی و بعد از تو هیچ چیز نیست). اما لازمهٔ این کلام این نیست که دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم قبل از خلق شدنش، هیچ آفریده دیگری نبوده است بلکه ممکن است آفریده دیگری قبل از این دنیا بوده باشد. شیخ‌الاسلام ابن تیمیه این مطلب را درکتاب الصفدیة و دیگر کتابهایش بیان کرده است. اما این بدان معنی نیست که روند موجود بودن یک آفریده قبل از آفریده دیگر تا نهایت ادامه دارد بلکه مخلوقات دارای یک شروع و ابتدا هستند همان طور که قبل از این ذکر کردیم که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: "انت الاول الذی لیس قبلک شی". (بار الها تو اول هستی و قبل از تو هیچ چیز نبوده) و در کنارآن باید یادآور شد که اهل سنت در این مساله اختلاف دارند که آیا اول قلم آفریده شده است یا عرش.
    شیخ‌الاسلام ابن تیمیه این اختلاف را ذکر می‌کند و می‌گوید که اختلاف در چنین مسایلی نه برای این است که آشکار شود کدام آفریده به طور مطلق اول آفریده شده است بلکه این اختلاف نسبی است که آیا اول عرش آفریده شده است یا قلم. این مساله را شیخ‌الاسلام در کتاب الصفدیة و دیگر کتاب هایش بیان کرده است.

    سوال دوم:

    سوال:
    با شخصی که علیه علماء اهل سنت سخن می‌گوید آیا بالطافت و نرمی برخورد کنیم یا اینکه او را هَجر کنیم درحالی‌که این شخص مدت‌زمان زیادی نیست که در حلقه‌های درس اهل علم شرکت می‌کند؟
    در جواب باید گفته شود: در تعامل با مردمل، اصل بر نرم خویی است. دلیل آن حدیث عایشه رضی الله عنها در صحیح مسلم آمده است که رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم فرمودند:"ان الرفق لا یکون فی شیءالا زانه" نرمی در هیچ چیزی نمی تواند باشد مگر اینکه آن را مزین می کند. اصل چنین است. اما درصورتی که برخورد محکم و بدون نرمی و ملایمت سودمندتر واقع شود مصلحت ایجاب می‌کند که برخلاف اصل رفتار شود. الله‌اعلم؛ اما امثال این شخص که مدت زیادی نیست در حلقه‌های درسی اهل علم شرکت می‌کنند، از روی بی‌خبری و کم علمی چنین می‌کنند. بنابراین حق را باید برای او آشکار کرد واو را نزد علماء و طلابی که آن‌ها را قبول دارد برد تا از آن‌ها بپذیرد و باید برای او دعا کرد. زیرا دعا بزرگ‌ترین دروازهٔ استجابت است.
    از الله تعالی خواستارم من و شما و همهٔ مسلمین را به سمت آنچه موجب رضایت و
    خشنودی‌اش را فراهم می‌کند، هدایت و راهنمایی فرماید.

    سوال چهارم:

    س: حکم گفتن :الله یحضر لک الخیر (الله برایت خیر حاضر کند)چیست؟
    ج: قول "الله یحضر لک الخیر" جایز است چون از باب خبر رسانی بیان می شود ، باب خبر گسترده است و اصل بر جایز بودن آن است تا زمانی که شخص خبردهنده از هر نظر مذموم نباشد چنان که که شیخ الاسلام ابن تیمیة در "مجموع الفتاوی" و ابن القیم در کتاب "بدائع الفوائد" بیان میکنند.

    ج: کدام قول در بین اقوال علما در مورد قیلوله ی صحابة رضی الله عنهم صحیح تر است، آیا قبل از ظهر بوده است یا بعد از ظهر؟
    آنچه اظهر است و الله اعلم ، اینکه قیلولة مشهور نزد اصحاب رضی الله عنهم قبل از ظهر بوده است و فعل صحابه رضی الله عنهم در روز جمعه که نه قیلوله داشتند و نه غذا می خوردند مگر بعد از نماز جمعه، بر همین دلالت دارد. سهل (رضی الله عنه) میگوید:
    وما كنا نتغدى ولا نقيل، إلا بعد الجمعة"،"نه غذا میخوردیم و نه (خواب) قیلوله داشتیم مگر بعد از نماز جمعه".
    آن طور که علمای لغت گفته اند، زمان غداء را هنگام ضحی (قبل از ظهر) ذکر کرده اند اما با این وجود بدلیل زود رفتن به مسجد برای نماز جمعه، تا بعد از نماز به تاخیر می افتاد و در مورد خواب قیلولة نیز چنین گفته می شود که اصل در قیلوله این است که قبل از ظهر باشد. جمعی از اهل علم مانند ابن بطال و ابن رجب و ابن حجر در شروحشان بر بخاری و نیز دیگر علما آن را بیان کرده اند. مناوی زمان قیلوله را قبل یا بعد از ظهر و زمان هایی نزدیک به این دو بیان می کند و کلام مناوی به دلیل وجود کلام سهل رضی الله عنه قوت خود را از دست می دهد.
    از الله که هیچ معبودی جز او نیست خواستارم تا به من و شما عمل صالح و علم نافع عطا فرماید.
    و جزاکم الله خیرا

    پایان مجموعة چهارم

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    26
    0
    بسم‌الله الرحمن الرحیم
    مجموعه پنجم پرسش و پاسخ
    سؤال اول:
    س: قبل از اینکه کارمند شوم پدر و مادرم خرج مرا می‌دادند، اما پس‌ازاینکه مشغول به کار شدم ماهانه مبلغی را از من طلب کردند به این بهانه که مالی که تاکنون خرج من کرده‌اند به‌عنوان قرض به من پرداخت‌شده است و این در حالی است که به من نگفته بودند که به‌عنوان قرض به من داده می‌شود. آیا بر من واجب است تا به‌اندازه‌ای مبلغی که برای من خرج کرده‌اند به آن‌ها بازگردانم؟
    ج: در جواب باید گفت: این را نمی‌توان بدهی نامید، به دو دلیل:
    دلیل اول- پرداخت آن دسته هزینه هایی که فرزند به آن احتیاج دارد بر والدین واجب است و درس خواندن نیز از این جمله محسوب می‌شود.
    دلیل دوم- بدهی نیاز به تأیید و قبول بدهکار دارد. زمانی که شخصی مالی را به کسی می‌دهد اصل بر این است که به‌عنوان هدیه و بخشش داده‌شده است و درست نیست که آن را بدهی بنامیم مگر زمانی که شخص مقابل این بدهی را بپذیرد و هر دو طرف بر این مسئله اتفاق‌نظر داشته باشند وگرنه بخشش و هدیه نامیده می‌شود. این مسئله بدهی نامیده نمی‌شود و بازپرداخت آن واجب نیست زیرا همان‌طور که ذکر شد بدهی نامیده نمی‌شود.

    سؤال دوم:
    س: زنی با شوهرش مشاجره و دعوا داشته و مرد زن را به شدت کتک زده و فحش و ناسزاگویی بین آنها شدید بوده است و مرد زن را از خانه بیرون کرده و بدون اینکه چیزی از دارایی‌اش را به او بدهد او را طرد کرده است و او را از حقوقش که خانه و نفقه است محروم کرده است. و حال مرد زن دیگری دارد و به آن نفقه می‌دهد و با او می‌خوابد.
    خواستم بپرسم و بگویم که با توجه به اینکه مرا از حقوقم منع کرده است آیا اطاعت از او (از مرد) و اجازه گرفتن برای سفر و امور دیگر از او بر من واجب است یا نه؟
    ج: در جواب باید گفت: قاعده شرعی چنین است که نفقه در مقابل لذت‌جویی پرداخت می‌شود و اگر مرد نفقه همسرش را پرداخت نکند بر زن واجب نیست از مرد اجازه بگیرد وبر عکس نیز صادق است. اگر زن سر ناسازگاری برداشت و همسرش را از لذت‌جویی از او منع کرد بر مرد واجب نیست نفقه زن را پرداخت کند و ابن قدامة رحمه‌الله این قاعده را در کتابش المغنی ذکر می‌کند که اگر مرد نفقه زن را پرداخت نکند بر زن واجب نیست که از همسرش اطاعت کند.
    لازم به ذکر است چیزی که من (دکتر عبدالعزیز الریّس) در اینجا بیان کردم در پاسخ به سؤالی است که بر من عرضه‌شده است و این‌که آیا چیزی که در سؤال گفته‌شده واقعیت دارد یا نه، امری است که باید به دادگاه مراجعه شود. اما پاسخ به سؤالی که به‌صورت مکتوب به من رسیده است همان است که در ابتدا ذکر شد.
    سؤال سوم:
    س: من دانشجو هستم و در دانشگاه ام‌القری در شهر مکه مکرمه درس می‌خوانم و در شهر جده زندگی می‌کنم و از جده به مکه می‌روم و اشکالی برای من در حکم نماز قصر و جمع پیش‌آمده است ازآنجایی‌که بعضی از اهل علم می‌گویند، مسافت محسوب شدن سفر مقداری است که عرف آن را مسافرت بنامد و بعضی دیگر می‌گویند این مسافت معادل 80 کیلومتر است. با توجه به اینکه فاصله بین دو شهر به این حد نمی‌رسد (80 کیلومتر)، حکم درست در این مسئله چیست؟
    ج: جواب این است: صحیح‌ترین اقوال علما و آن چیزی که مذهب جمهور علمای اهل سنت و قول امام مالک امام شافعی و امام احمد نیز هست این است که حداقل مسافت سفر چهار بُرُد ( 16 فرسخ ) است آن‌چنان‌ که نزد امام مالک در الموطا از ابن عباس چنین ثابت است. ابن عبدالبر گفته است که چنین نبوده است و آنچه صحابه مشخص کرده اند حکم رفع دارد ( یعنی از رسول الله صلی الله علیه وسلم دیده اند یا شنیده اند ). پس بنا براین آنچه اظهر است و الله ‌اعلم، این است که حداقل مسافت برای سفر معادل 80 کیلومتر یا بیشتر است و هر مسافتی که کمتر از این باشد سفر نامیده نمی‌شود. بر این اساس، کسی که بین جده و مکه جابجا می شود، مسافر نامیده نمی شود.
    سؤال چهارم:
    س: شخصی می‌پرسد: آیا ما اهل سنت، صفت مشی (راه رفتن) و صفت هروله (شتابان به سمت کسی رفتن) را برای الله سبحانه و تعالی تأیید می‌کنیم؟ آیا این دو برای بیان کیفیت هستند یا اینکه صفات ( مجیء ) و ( إتیان ) برای الله هستند؟
    ج: در جواب باید گفته شود که آنچه نزد اهل سنت مشهور است، تأیید صفت هرولة برای الله سبحانه و تعالی است بر اساس حدیثی که در صحیحین از ابو هریرة آمده است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم از جانب الله تعالی می‌فرماید: "ان اتانی یمشی اتیته هرولة"(اگر قدم‌زنان به سمت من بیاید شتابان به سویش می‌روم) و امام دارمی این صفت را در ردیه اش بر بشر مریسی اثبات می‌کند و امام بربهاری و دیگر بزرگان اهل سنت نیز آن‌چنان‌که در حدیث بیان‌شده است این صفت را تأیید و اثبات می‌کنند. این صفت نیز مانند دیگر صفات الله سبحانه و تعالی به‌دوراز تحریف و تعطیل در آن تأیید می‌شود و باید ایمان داشت به اینکه این صفات دارای معنی و چگونگی هستند، اما دانستن کیفیت آن به خود الله واگذار می‌شود. لکن برای دانستن معنای این صفات به لغت عرب رجوع می‌شود و آن‌چنان‌که لایق الله سبحانه و تعالی است تأیید و اثبات می‌شود.
    با این جواب، پاسخ به این مجموعه به پایان رسید. از الله متعال خواستارم به ما در دین خودش توفیق دهد. وجزاکم الله خیرا.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند: 1

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  



Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0