آخرين پست هاي تالار
نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    سلسله رد شبهات داعشی (قسمت 01)

    سلسله‌ی: رد شبهات داعشی
    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول
    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی
    شبهه‌ی اول:
    «اگر مردی را مشاهده کردی که از روی جهل، قبر پرستی می‌کند، باید او را تکفیر کنی. اگر او را تکفیر نکردی، خودت کافر هستی». یعنی کسی که قائل به «عذر به جهل» باشد، کافر است. آیا این قاعده، صحیح است؟
    رد شبهه:
    قبر پرستی، کفر و شرک به الله است و کسی که این کار را انجام می‌دهد، اگر گفت که مسلمان است، می‌داند که این کار شرک است و با اسلام منافات دارد. اگر این کار را ترک کرد و به توحید بازگشت، الله را شکر می‌کنیم. اما اگر به آن ادامه داد، کافر است و عذر به جهل ندارد.
    در کتاب «الدرر السَّنیَّة فی الأجوبة النجدیة» آمده: «وقتی ما کسی را که بت‌های روی قبور عبدالقادر، و احمد بدوی و امثال آنها را می‌پرستد، تکفیر نمی‌کنیم؛ به خاطر اینکه جهل دارند و کسی نبوده که آنها را آگاه نماید. پس چطور می‌توانیم کسی را که مرتکب شرک به الله نشده، اگر به سوی ما هجرت نکند، یا ما را تکفیر نکرده و با ما نجنگد، تکفیر می‌کنیم؟ {سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ}، یعنی: {پروردگارا، تو منزّهی، و این بهتانی بزرگ است}.[1][سورة النور آية: 16]»
    بنا بر این عذر به جهل قبل از شناخت مساله، اعتبار دارد. اما وقتی که مساله برایش روشن شد، عذر به جهل باقی نمی‌ماند.
    اما کفر شخصی که قائل به «عذر به جهل» باشد، به صورت مطلق و بدون تفصیلی که ذکر کردیم، درست نیست و مخالف با قواعدی است که اهل علم مقرر کرده‌اند.
    در کتاب «الدرر السنیّة فی الأجوبة النجدیة» چنین آمده: (جواب شیخ محمد بن عبدالوهاب در این مورد که به خاطر چه چیزی جنگیده می‌شود، و چطور تکفیر می‌شود).
    از شیخ محمد بن عبدالوهاب رحمه الله تعالی سوال شد: بر چه چیزی با شخص جنگیده می‌شود، و به خاطر چه چیزی تکفیر می‌شود؟
    جواب داد:
    به خاطر ارکان پنج گانه‌ی اسلام، که اولین آنها شهادتین، و سپس چهار رکن باقیمانده است. اگر به این چهار رکن اقرار نمود، اما آنها را سبک شمرده و ترکشان کرد، گرچه به خاطر این کار با او می‌جنگیم، اما او را به خاطر ترک آنها، تکفیر نمی‌کنیم. علما در مورد کفر کسی این ارکان را از روی تنبلی ترک کند، اما منکر آنها نباشد، اختلاف دارند، و ما نیز شخص را فقط به خاطر مساله‌ای تکفیر می‌کنیم که همه‌ی علما بر کفر بودنش اجماع دارند؛ یعنی شهادتین.
    همچنین: شخص را بعد از اینکه دین را به او شناساندیم، اما او پس از شناخت دین، آن را انکار نمود، تکفیر می‌کنیم. می‌گوییم: دشمنانمان در رابطه با ما بر چند نوع هستند:
    نوع اول: کسی است که فهمیده توحیدی که ما برای مردم اظهار کرده‌ایم، دین الله و رسول است، و اقرار دارد که این اعتقادات در مورد سنگ و درخت و بشر که امروز دین غالبیت مردم است، شرک به الله می‌باشد، که الله، پیامبرش صلی الله علیه وسلم را فرستاد تا از آن نهی کرده و با اهل شرک بجنگد تا اینکه دین کاملا برای الله باشد. اما با این حال به توحید التفاتی نکرده و آن را نیاموزد و به آن داخل نشود، و شرک را ترک نکند. چنین شخصی کافر است. به خاطر کفرش با او می‌جنگیم. چرا که او دین پیامبر را شناخته، اما از آن پیروی نکرده، و شرک را شناخته، اما آن را ترک ننموده است. این در حالی است که او بغض دین پیامبر و کسی را که وارد این دین می‌شود، ندارد، و شرک را مدح نکرده و آن را برای مردم نمی‌آراید.
    نوع دوم: کسی که توحید را بداند، اما در سبّ دین رسول صلی الله علیه وسلم باقی بماند، و با این حال، ادعا کند که به دین عمل می‌کند، و به مدح کسانی که یوسف و اشقر و عبد ابو علی و خضر را می‌پرستند، ادامه داده، و آنها را بر کسانی که الله را به وحدانیت گرفته‌اند، برتری دهند. این نوع از نوع اول بدترند، و این فرموده‌ی الله تعالی در مورد آنها آمده است: {فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ}، یعنی: {اما وقتی آن چیزی که می‌شناختند، برایشان آمد، به آن کفر ورزیدند، پس لعنت الله بر کافران باد}،[بقره:89]، و از آنهایی هستند که الله در موردشان فرموده: {وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ}، یعنی: {و اگر پس از پیمانشان، سوگندهای خویش را شکستند و به نکوهش و سرزنش دینتان پرداختند، با پیشوایان کفر بجنگید؛ آنان هیچ تعهدی به سوگندهایشان ندارند. باشد که (از پیمان شکنی و نکوهش دینتان) باز آیند}،[توبه:12].
    نوع سوم: کسی که توحید را شناخته و محبت آن را در دل داشت و از آن پیروی کرد، و شرک را شناخت و آن را ترک کرد. اما از کسانی که وارد توحید می‌شوند، بدش می‌آید، و کسانی را دوست دارد که بر شرک باقی مانده‌اند. چنین شخصی نیز کافر است. چرا که فرموده‌ی الله تعالی در مورد اوست: {ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ}، یعنی: {بدین خاطر که آنها از آنچه الله نازل کرده، کراهت دارند، پس (الله نیز) اعمالشان را نابود گرداند}،[محمد:9].
    نوع چهارم: کسی است که جزء هیچ کدام از انواع سابق نیست، اما اهل دیارش، دشمنی خود با اهل توحید، و پیروی کردن از اهل شرک را به صراحت اعلام می‌کنند، و در جنگیدن با آنها بسیار تلاش می‌کنند. اما این شخص بهانه می‌آورد که ترک وطن برایش سخت است. به همین خاطر در صف اهل بلد خود، با اهل توحید می‌جنگد و با مال و جانش جهاد می‌کند. چنین شخصی نیز کافر است؛ زیرا اگر از او بخواهند که روزه‌ی رمضان نگیرد، و امکان روزه گرفتن برای این شخص فقط در صورتی وجود داشته باشد که از اهل دیارش دور شود، روزه نمی‌گیرد. اگر به او دستور دهند که با زن پدرش ازدواج کند، و فقط در صورتی می‌تواند این کار را نکند که از اهل دیارش دور شود، با زن پدرش ازدواج می‌کند. این در حالی است که جهاد کردن در صف آنها در مقابل اهل توحید، از همه‌ی مسائل بزرگ‌تر است. چرا که آنها می‌خواهند دین الله و رسولش را از بین ببرند. چنین شخصی کافر است، و از جمله کسانی است که الله تعالی در موردشان فرموده است: {سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}، یعنی: {گروه دیگری را خواهید یافت که می‌خواهند از شما و قومشان در امان باشند و هرگاه راه شرک و فتنه برآنها باز شود، با سر در آن می‌افتند. از اینرو اگر از شما کناره نگرفتند و به شما پیام صلح ندادند و دست از جنگ برنداشتند، آنان را هر جا که یافتید، بگیرید و بکشید. اینها همان کسانی هستند که بر ضدّشان (و برای جنگیدن با آنان) دلیل آشکاری به شما داده‌ایم}، [نساء:91]. این همان چیزی است که ما می‌گوییم.
    اما دروغ و بهتان، مثل این سخنی است که می‌گویند: ما همه را تکفیر کرده، و هجرت به سوی خود را برای کسی که قادر به اظهار دین است، واجب می‌دانیم، و کسی را که کافر نیست، تکفیر می‌کنیم، و کسی را که نمی‌جنگد تکفیر می‌کنیم، و مثل این سخن و چندین و چند برابر این سخن، همه دروغ و بهتان است که می‌خواهند به وسیله‌ی آن مردم را از دین الله و رسولش بازدارند.
    وقتی ما کسی را که بت‌های روی قبور عبدالقادر، و احمد بدوی و امثال آنها را می‌پرستد، تکفیر نمی‌کنیم؛ به خاطر اینکه جهل دارند و کسی نبوده که آنها را آگاه نماید. پس چطور می‌توانیم کسی را که مرتکب شرک به الله نشده، در صورتی که به سوی ما هجرت نکند، یا ما را تکفیر نکرده و با ما نجنگد، تکفیر می‌کنیم؟ {سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ}، یعنی: {پروردگارا، تو منزّهی، و این بهتانی بزرگ است}.[2][سورة النور آية: 16]

    بلکه ما فقط این چهار نوع را به خاطر دشمنیشان با الله و رسول، تکفیر می‌کنیم.
    الله رحمت کند کسی را که به خود بنگرد، و بداند که الله را ملاقات خواهد نمود، الله که بهشت و جهنم نزد اوست. وصلی الله علی محمد و آله، و صحبه وسلم».[3]
    [1] – «الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة»، 1/104.
    [2] – «الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة»، 1/104.
    [3] – «الدرر السنیَّة فی الأجوبة النجدیة»، 1/102-104.

    کانال تلگرام رد شبهات خوارج


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهات داعشی (قسمت 02) جماعت تبلیغ کافرند


    شبهه دوم:

    داعشی می‌گوید: «جماعت تبلیغ کافرند، زیرا بیشترشان کفار را تکفیر نمی‌کنند، و با این حال، خود نیز در ورطه‌ی شرک هستند. بنا بر این، جماعت تبلیغ، کفاری هستند که تک تک افرادش تکفیر به عین می‌شوند».
    رد شبهه:
    این کلام مخالف با منهجی است که اهل سنت و جماعت بر آن هستند، و از طرف خودش حکم صادر می‌کند؛ زیرا اگر کلامش را بپذیریم که گفت: بیشترشان کفار هستند، و در ورطه‌ی شرک هستند، این سخن، حکم بر اکثر آنهاست. پس چرا بعد از آن حکم به کفر همه‌شان کرد؟! این سخن داعشیان مبنی بر قاعده‌ای است که برخی از آنها بدون هیچ قیدی، قائل به آن هستند. این قاعده می‌گوید: «هر کس کافر را تکفیر نکند، خودش کافر است».
    این قاعده با چنین اطلاقی، باطل است، و فقط در صورتی صحیح است که دارای قیودی باشد:
    قید اول: علم: کسی که از کفر خبر ندارد و نمی‌داند که آن سخن یا عمل، کفر است، به خاطر جهلش تکفیر نمی‌شود، و نباید به او گفت: کافر.
    قید دوم: محل این عبارت بعد از اقامه‌ی حجت بر کسی است که کفر از او سر زده، اما ادعای اسلام دارد. اگر این کار را انجام داد و بر آن اصرار ورزید، کافر است. اما کسی که مرتکب کفر می‌شود، جایز است عملی را که انجام داده، کفر توصیف کرد. اما حکم به تکفیر فاعل نمی‌شود، مگر بعد از اینکه حجت بر او اقامه شود.
    قید سوم: امتناع از تکفیر بعد از اینکه به کفر بودن آن عمل آگاه شود. در این صورت:

    • [‌‌][‌‌]یا به خاطر وجود مانعی مثل اکراه یا تاویل یا خطا، از تکفیر شخص امتناع می‌کند.
      [‌‌]یا هیچ مانعی وجود ندارد.

    در مورد اولی، معذور است، و در مورد دومی، معذور شمرده نمی‌شود.
    قاعده‌ی اهل علم نیز در مورد تکفیر شخص معینی که اظهار اسلام می‌کند، این است که حکم به کفر عینیِ شخص نمی‌دهند، مگر بعد از اینکه حجت بر او اقامه شد، و اقامه‌ی حجت، نیازمند ثبوت دو شرط است:
    شرط اول: علمی که جهل را از بین ببرد.
    شرط دوم: اراده‌ای که منافی با عدم قصد باشد.
    همچنین موانع هم باید از بین رفته باشند، که این موانع بر این منوال است:
    اول: جهلی که با علم منافات داشته باشد.
    دوم: اکراه.
    سوم: خطا.
    چهارم: تاویل.
    تحقق یافتن شروط این اموری که ذکر شد از جمله مسائلی است که موجب اختلاف در اجتهاد اهل علم در مورد تنزیل آن بر اشخاص شده است.
    باب تکفیر نیز بابی بسیار خطیر است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بسیار از آن بر حذر داشته‌اند.
    از ابو هریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِيهِ يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهِ أَحَدُهُمَا»، یعنی: «وقتی مردی به برادرش گفت: ای کافر، بدون شک حکم کفر به یکی از آن دو می‌رسد».
    همچنین از عبدالله بن دینار روایت است که از ابن عمر شنید که می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لِأَخِيهِ: يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا، إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ، وَإِلَّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ»، یعنی: «هر کسی به برادرش گفت: ای کافر، بدون شک یکی از آنها به کفر مبتلا می‌شود. اگر چنین باشد که می‌گوید، و در غیر این صورت، به خودش باز می‌گردد».
    همچنین از ثابت بن ضحَاک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ حَلَفَ بِمِلَّةٍ غَيْرِ الإِسْلاَمِ كَاذِبًا فَهُوَ كَمَا قَالَ، وَمَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَيْءٍ عُذِّبَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ، وَلَعْنُ المُؤْمِنِ كَقَتْلِهِ، وَمَنْ رَمَى مُؤْمِنًا بِكُفْرٍ فَهُوَ كَقَتْلِهِ»، یعنی: «کسی که به دینی غیر از اسلام قسم بخورد، دینش همان است که به آن قسم خورده، و کسی که خود را با چیزی بکشد، با همان در آتش جهنم عذاب می‌شود، و لعنت کردن مومن فرقی با کشتنش ندارد، و کسی که به مسلمانی تهمت کفر زند، مثل این است که او را کشته باشد».
    به خاطر نهی عظیمی که در احادیث آمده، علما از تکفیر مسلمان نهی کرده و آن را مساله‌ای عظیم دانسته‌اند، و بیان کرده‌اند که تکفیر، حق الله تعالی و پیامبرش صلی الله علیه وسلم است، و پیش دستی کردن در مقابل الله و رسولش جایز نیست. الله تعالی می‌فرماید: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}، یعنی: {ای مؤمنان! (هیچ‌گاه و در هیچ کاری) فراروی الله و پیامبرش پیش‌دستی نکنید؛ و تقوای الله پیشه سازید. به‌یقین الله، شنوای داناست}. بنا بر این در هیچ مساله‌ای و نیز بر هیچ شخص معیّنی لفظ تکفیر به صورت مطلق به کار نمی‌رود، تا وقتی که دلیل از قرآن یا سنت برای آن وجود داشته باشد.
    به خاطر نافرمانی و گناه، کسی تکفیر نمی‌شود. به خاطر بغض و کینه نیز کسی تکفیر نمی‌شود. به خاطر شهوت یا شبهه نیز کسی تکفیر نمی‌شود؛ باید حتما دلیل شرعی و حجت و برهان وجود داشته باشد؛ زیرا کسی که مسلمانی را تکفیر کند، خودش کافر می‌شود!
    همچنین علما بیان کرده‌اند که تکفیر دو نوع است:
    کفر اصغر که انسان را از دین خارج نمی‌کند.
    کفر اکبر که انسان را از دین خارج می‌کند، و صاحب آن از جماعت مسلمین خارج شده و مرتد می‌شود. در احادیث بسیاری آمده که برخی اعمال، کفر توصیف شده‌اند، که گاهی شخص مسلمان مرتکب این اعمال می‌شود. این کار گناه کبیره است، اما به خاطر ارتکاب آن، از دین خارج نمی‌شود.
    همچنین ضوابط دیگری نیز در این مورد ذکر شده‌اند. والله الموفق.

    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول حفظه الله
    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

    کانال تلگرام:
    https://t.me/khawareg

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهه داعشی (قسمت 03) اخوان المسلمین کافرند

    شبهه سوم:
    داعشی می‌گوید: «اخوان المسلمین همگی کافرند. زیرا به دموکراسی ایمان دارند. هر کس که با این جماعت نسبت داشته باشد، کافر است. فرقی نمی‌کند که عالم باشد یا جاهل».
    رد شبهه:
    رد این شبهه در شبهه‌ی قبلی آمد.
    فقط این مساله باقی می‌ماند که بگوییم: گاهی سخنی کفر است. اما حکم بر کفر گوینده‌اش نمی‌شود، مگر بعد از اینکه حجت بر او اقامه شود. در مورد سخنی که گفته یا عملی که انجام داده، گفته می‌شود این سخن یا عمل، کفر است. اما حکم به کفر شخصِ فاعل نمی‌شود؛ مگر بعد از اینکه شروط تکفیر ثابت شده و موانع آن نیز موجود نباشند، که این شروط و موانع را در شبهه‌ی قبلی بیان کردیم.
    شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می‌گوید: «اصل این است که در مورد سخنی که کفر به قرآن و سنت و اجماع است، گفته می‌شود: کفر است، و به آن چنین اطلاق می‌شود. چنان که دلایل شرعی بر آن دلالت دارند»[1].
    همچنین می‌گوید: «علما دو قول مشهور دارند که این دو قول از احمد بن حنبل رحمه الله روایت شده‌اند، و همچنین در مورد خوارج حروری و رافضه و امثال آنها نیز دو قول وجود دارد. صحیح این است: سخنانی که آنها می‌گویند و آن دسته از مخالفت‌های آنان که با شریعت پیامبر واضح است، کفرند. همچنین کارهایی که می‌کنند و در واقع این کارها از جنس همان کارهایی هستند که کفار با مسلمانان می‌کنند، نیز کفر هستند… اما تکفیر یک شخص معین از بین آنها و حکم به جاوید ماندنشان در جهنم موقوف به ثبوت شروط و انتفای موانع است. چرا که ما نصوص وعید و تکفیر و تفسیق را به صورت مطلق استفاده می‌کنیم، و حکم به دخول شخص معین تحت لفظ عام نمی‌کنیم تا اینکه مقتضای آن وجود داشته باشد و هیچ معارضی نیز وجود نداشته باشد»[2].
    اهل علمی که اهل سنت هستند، با اینکه از بدعت‌ها و مخالفت‌های آنها و همچنین گمراهی‌های بزرگ و خطیری که نزد برخی از افراد این جماعت وجود دارد، تحذیر می‌دهند، اما حکم به کفر آنها نداده‌اند، و اهل سنت فقط زمانی حکم تکفیر را بر شخص معین نازل می‌کنند که با ثبوت شروط و انتفای موانع، حجت بر آنها اقامه شده باشد.

    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول
    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

    آدرس سایت:
    www.khawarej.com

    کانال تلگرام:
    https://t.me/khawareg

    [1] – «مجموع الفتاوی» 35/165.
    [2] – «مجموع الفتاوی» 28/500-501.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهه داعشی (قسمت 04) امام احمد، مامون را تکفیر نکرد

    شبهه چهارم
    داعشی می‌گوید: «در زمان امام احمد، مامون خلیفه‌ی مسلمانان بود. او شخصی معتزلی و جهمی بود. احمد بن حنبل رحمه الله کسانی را که معتقد به این عقیده بوده، و عقیده‌ای مانند اعتقاد به مخلوق بودن قرآن داشتند را تکفیر می‌کرد. اما با این حال، مامون را تکفیر نکرد. چرا که او مطابق با شریعت الله عمل می‌کرد. به همین خاطر امام احمد از مامون اطاعت می‌کرد». «بنا بر این بر همه‌ی ما واجب است که به پیروی از سلف، از ابوبکر بغدادی اطاعت کنیم، همان طور که امام احمد از مامون اطاعت کرد. گرچه این خلیفه در برخی از امور، بر خطا باشد».
    رد بر این شبهه:
    این کلام از چندین وجه قابل ملاحظه است:
    اول: اینکه امام احمد رحمه الله مامون را تکفیر نمی‌کرد، به خاطر تطبیق شریعت توسط مامون نبود. بلکه سببش این بود که تکفیر شخص معین جایز نیست، مگر بعد از اینکه به وسیله‌ی ثبوت شروط تکفیر و انتفای موانع آن، حجت بر او اقامه شده باشد. مامون تحت تاثیر ابو دُؤاد که او را عالم می‌دانست، بود و او بود که این مساله، یعنی قول به مخلوق بودن قرآن را در قلب و ذهن مامون وارد نمود.
    دوم: فرضا قبول کنیم که آنچه در مورد مامون گفت، درست است. اما تطبیق شریعت نزد ابوبکر بغدادی کجاست؟
    سوم: فرضا آنچه این داعشی گفت را قبول کردیم. به او می‌گوییم: پس چرا بر همه واجب دانستی که از او اطاعت کنند؟ آیا دلیلی که در مورد وجوب اطاعت از ابوبکر بغدادی ذکر کردی، در حق هر حاکمی که بر مردم خود حکومت دارد، صدق نمی‌کند؟ که در این صورت گفته شود: علی رغم اشتباهاتی که دارند، اطاعت از آنها بر مردمی که بر آنها حکومت دارند، واجب است؟!
    چطور برای بغدادی چیزی را درست می‌داند که برای دیگران نمی‌داند؟
    چهارم: اصل بر این است که مسلمانان بر یک امام واجد اجماع کنند. اما مردم به خاطر ضعف و دوری از سنت، خلاف این اصل رفته‌اند. با این حال، اهل سنت و جماعت اطاعت از هر کسی که بر کشوری غلبه می‌کند را بر مردم آن کشور واجب می‌دانند؛ به شرطی که شریعت الهی را در میان آنان اجرا نماید!
    پنجم: شریعتی که بر دست این ابوبکر بغدادی اقامه شده، کجاست؟



    • [‌‌]
      نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول
      مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

      آدرس سایت:
      www.khawarej.com

      کانال تلگرام:
      https://t.me/khawareg

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهات داعشی (قسمت 05) داعش سرزمین‌های وسیعی را تصرف کرده، پس باید از آنها اطاعت شود.

    شبهه‌ی پنجم:
    داعشی می‌گوید: «داعشیان الان بر منطقه‌ی بزرگی که بزرگ‌تر از سوریه و عراق است، سیطره دارند. به همین خاطر ما باید از ابوبکر بغدادی اطاعت کنیم. حتی اگر منحرف باشد. چون مساحت دولتشان بسیار بزرگ است. به همین خاطر اطاعت از او اجب است».
    رد شبهه:
    شاید منظورش این است که دولت داعش بر سرزمین بزرگی غلبه کرده و بر آن سیطره یافته، و این باعث لزوم اطاعت از آنهاست! خواسته‌ی آنها به دو شرط درست است:
    اول: امور کاملا به دست آنها بوده و پایدار و پابرجا باشد، و کسی با آنها در این زمینه منازعه نکند.
    دوم: شرع الله را در بین مردم تطبیق دهند.
    هیچ کدام از این دو مورد برای داعش حاصل نشده است!
    سوال کننده: شیخ بزرگوار، در مورد فهم شرط دوم کمی مشکل داریم؛ چطوری است؟ چون امروزه می‌بینیم که غالب حکام مسلمان، شرع الله را در میان مردم تطبیق نمی‌دهند، و ما اهل سنت معتقد به وجوب اطاعت از آنها در اموری هستیم که مخالف شرع نباشد. امیدواریم در این مورد بیشتر توضیح دهید.
    شیخ: اهل سنت و جماعت در این زمینه به احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل می‌کنند. احادیث ما را امر به لزوم سمع و طاعت در معروف می‌کنند، و نیز به ما دستور می‌دهند که در معصیت از آنها اطاعت نکنیم، و همچنین بیعت خود را تا زمانی که مرتکب کفر واضح و آشکاری نشده باشند که در کفر بودن آن کار، نزد الله دلیل و برهانی داشته باشیم، نشکنیم، و صبر کنیم تا وقتی که الله را ملاقات می‌کنیم.
    به همین خاطر اهل سنت بر صبر نمودن بر ظلم حکام و عدم خروج بر آنان اجماع کرده‌اند. این تا زمانی است که کفر آشکار و واضحی که هیچ اختلافی در کفر بودن آن نیست، از آنها سر زند، و علما کفر آنها را تایید کنند. در این صورت سمع و طاعت از آنها بر ما واجب نیست، و به دو شرط، خروج بر آنها جایز است: ترس از ریخته شدن خون مردم نباشد، و دوم اینکه فسادی بزرگ‌تر از فساد فعلی به وجود نیاید. والله الموفق.

    مولف: شیخ محمد بن عمر بازمول حفظه الله
    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

    مرکز رد شبهات خوارج
    www.khawarej.com
    کانال تلگرام:
    https://t.me/khawareg

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهات داعشی (قسمت 06) شروط خلیفه

    شبهه‌ی ششم:
    داعشی می‌گوید: «برای اثبات خلافت، حتما باید شروط آن نیز موجود باشد. سپس سه شرط از این شروط را ذکر می‌کند:
    شرط اول: واجب است که خلیفه مسلمان باشد.
    شرط دوم: واجب است که لشکری تحت سلطه‌ی این خلیفه باشد که از کشور حمایت کند.
    شرط سوم: واجب است که این خلیفه دارای لشکری باشد که جلوی حملات دشمن بایستد و از مرزها حمایت کند».
    سپس می‌گوید: «آیا ابوبکر بغدادی چیزی مخالف با این شروط دارد؟ اگر دارد به من بگو. چون که او دارای همه‌ی شروط خلافت است».
    رد شبهه:
    شروطی را که علما در مورد امام[1] مسلمانان ذکر کرده‌اند را خواهم گفت. نگاه کن ببین شخص مذکور – ابوبکر بغدادی – حایز کدام یک از این شروط است؟
    علامه محمد امین شنقیطی رحمه الله در کتاب «أضواء البیان» می‌گوید:
    «این را بدان که امامت با یکی از این امور برای امام، منعقد می‌شود:
    اول: اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم به صراحت فرموده باشد که فلانی باید امام باشد، امامت برای این شخص منعقد می‌شود.
    دوم: اتفاق نمودن اهل حلّ و عقد[2] بر بیعت با او.
    سوم: خلیفه‌ی قبلی، او را به عنوان ولی عهد قرار دهد. چنان که ابوبکر رضی الله عنه، عمر را ولی عهد خود نمود.
    چهارم: با شمشیر خود بر مردم غلبه کرده، و خلافت را به زور بگیرد، تا اینکه حکومت برایش مستحکم شده و مردم مطیع او شوند. چرا که در این صورت خروج بر علیه او باعث تفرقه‌ی مسلمین و ریختن خونشان می‌شود.
    این خلاصه‌ی چیزهایی بود که امامت کبری به وسیله‌ی آن منعقد می‌شود.
    همچنین مقتضای کلام شیخ تقی الدین ابو العباس بن تیمیه رحمه الله در «منهاج السنة» این است که امامت برای او با بیعت کسانی که موجب تقویت شوکت او شده و با آن می‌تواند احکام امامت را بر مردم اجرا کند، منعقد می‌شود؛ زیرا کسی که این قدرت را نداشته باشد، مثل بقیه‌ی مردم است، و امام به حساب نمی‌آید».[3]
    می‌گویم: هیچ یک از این شروط در مورد داعش تحقق نیافته است! حتی قضیه‌ی غلبه که بسیار حول آن مانور می‌دهند نیز برایشان محقق نشده. چون امور برای آنها مستقر نشده و دیده نشده که شریعت الهی را تطبیق داده باشند.
    شنقیطی رحمه الله در «أضواء البیان» به اختصار می‌گوید:
    «این را بدان که در مورد امام اعظم شروطی وجود دارد:
    اول: از قریش باشد. قریش، فرزندان فِهر بن مالک هستند. و گفته شده: فرزندان نضر بن کِنانه هستند. هر کس فِهری باشد، بدون هیچ نزاعی، قریشی است، و کسی که از اولاد مالک بن نضر یا از اولاد نضر بن کِنانه باشد؛ اختلاف است که آیا قریشی است یا خیر؟ همچنین هر کسی که از فرزندان کِنانه باشد، اما فرزند نضر بن کِنانه نباشد، در قریشی نبودنش هیچ اختلافی نیست.
    دوم: یکی دیگر از شروط امام اعظم این است که مرد باشد. در این مورد هیچ اختلافی بین علما وجود ندارد.
    سوم: یکی دیگر از شروط امام اعظم این است که آزاد باشد. جایز نیست امام اعظم مسلمانان، برده باشد. در این مورد نیز هیچ اختلافی بین علما وجود ندارد.
    چهارم: از دیگر شروط امام اعظم این است که بالغ باشد. به اجماع علما، جایز نیست پسر بچه‌ای خلیفه‌ی اعظم مسلمین باشد. چرا که قدرت اداره‌ی امور خلافت را ندارد.
    پنجم: باید عاقل باشد. خلافت و حکومت شخص دیوانه، جایز نیست. همچنین خلافت شخص کم عقل و سخیف نیز جایز نیست، و در این مساله هیچ اختلافی جود ندارد.
    ششم: باید عادل باشد. امامت فاسق جایز نیست. دلیل این مساله را برخی از علما، این آیه شمرده‌اند: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}، یعنی: {فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار می‌دهم. گفت: و از فرزندانم (نیز کسانی را پیشوا قرار بده). فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد}. [بقره:124]. و اسلام نیز تحت شرط عدالت وارد می‌شود؛ زیرا کسی جز مسلمان، عادل نیست.
    هفتم: از کسانی باشد که این شایستگی را دارد که به عنوان قاضی مسلمانان باشد. مجتهد باشد و در حوادث که اتفاق می‌افتد، این امکان را داشته باشد که از فتوای دیگران، بی نیاز باشد.
    هشتم: اعضایش سالم باشد. زمینگیر یا کور و غیره نباشد. دلیلی که برای این دو شرط آخر، یعنی علم و سلامت جسمی وجود دارد، فرموده‌ی الله تعالی در مورد طالوت است: {إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}، یعنی: {الله، او را بر شما برگزیده و بر علم و قدرتش افزوده است}. [بقره:247].
    نهم: دارای خبره و رای استوار و محکم در امور جنگی، و تدبیر ارتش، و محافظت از مرزها، و حمایت از مسلمانان، و حفاظت از امت، و انتقام از ظالم، و گرفتن حق مظلوم باشد.
    دهم: از کسانی نباشد که در هنگام اقامه‌ی حدود، نرم دل باشد، و هنگام گردن زدن یا قطع اعضا، بترسد. آنچه دال بر این است، اجماع صحابه رضی الله عنهم بر این مساله است که امام حتما باید این گونه باشد. این را قرطبی رحمه الله می‌گوید».[4]
    می‌گویم: برخی از این شروط برای زمان اختیار نمودن خلیفه در ابتدای امر است. مثلا قریشی بودن، شرط صحت خلافت نیست. همچنین فاسق نبودن نیز شرط صحت خلافت نیست. زیرا ولایت چنین کسی صحیح است و از او در غیر معصیت الله، حرف شنوی و اطاعت می‌شود. والله الموفق.

    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول حفظه الله
    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی
    آدرس سایت:
    www.khawarej.com

    کانال تلگرام:
    https://t.me/khawareg
    [1] – منظور از امام، حاکم و خلیفه‌ی مسلمین است، نه امامتی که شیعه قائل به آن است.
    [2] – اهل حل و عقد شامل بزرگان و امرای لشکر و روسای قبایل و قدرتمندان است.
    [3] – «أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن» 1/22-28.
    [4] – «أضواء البیان» 1/22-28.

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهات داعشی (قسمت 07) ابوبکر بغدادی، خارجی نیست

    شبهه‌ی هفتم:
    داعشی می‌گوید: «من صحابه را تکفیر نمی‌کنم. علی و معاویه رضی الله عنهما را تکفیر نمی‌کنم. بلکه معتقدم که ایمان زیاد و کم می‌شود. مرتکب کبیره را تکفیر نمی‌کنم…، و علامت‌های خوارج را ذکر می‌کند. سپس می‌گوید: الله را با خوف و رجاء عبادت می‌کنم. سپس می‌گوید: من خطبه‌ی ابوبکر بغدادی را مشاهده کردم. طرف بیست سال است که سلفی است. می‌گوید: ابوبکر بغدادی، مرتکب کبیره را از دین خارج نمی‌داند. سپس می‌گوید: دلیلی قطعی بیاور که او خارجی است؟ زیرا علامت‌های خوارج بر او تطبیق ندارند».
    رد شبهه:
    داعشیان، خوارج هستند؛ شرط خارجی بودن این نیست که مرتکبین کبیره را تکفیر کند. بلکه فقط کافی است که بر ولی امر خروج کند تا حکم به خارجی بودنش داده شود. چه رسد به اینکه با ادعای تطبیق شریعت، بر اهل سنت و جماعت خروج کند؟! چه می‌گویی وقتی که بر جماعت مسلمانان خروج کرده، مسلمانان را کشته و بت پرستان را رها می‌کند؟!
    چه می‌گویی وقتی که قرائن دال بر این باشد که او را دستگاه‌های استعماری روی کار آورده‌اند تا نقشه‌هایشان را در کشورهای مسلمان پیاده کند؟
    اگر بگویی: دلیلت چیست که در خارجی بودن، تکفیر مرتکب کبیره شرط نیست؟
    جواب:
    اولین خارجی در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد، و اسلاف خوارج از پشت او هستند. هیچ کجا نقل نشده که این شخص، به خاطر ارتکاب معاصی، کسی را تکفیر کرده باشد. بلکه بر رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد و به ایشان اعتراض کرد! و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در وصف آنها چیزی جز این نگفته که بر جماعت مسلمانان خروج می‌کنند، و مسلمانان را کشته و بت پرستان را رها می‌کنند.
    همچنین در کتب فِرَق، فرقه‌هایی از خوارج ذکر شده‌اند که به خاطر ارتکاب گناه، کسی را تکفیر نمی‌کنند، که این دلالت دارد این وصف در خارجی نامیدن آنان شرط نیست. بلکه شرط خارجی بودنشان خروج بر علیه جماعت مسلمین است. بنا بر این دواعش خارجیانی هستند که گمان می‌برند دولت اسلام را برپا می‌کنند، در حالی که دولتشان دولت طغیان است.
    از الله هدایت آنها و رجوعشان به صراط مستقیم را خواهانم.

    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول

    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

    آدرس سایت:

    www.khawarej.com

    کانال تلگرام:

    https://t.me/khawareg

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهات داعشی (قسمت 08) داعش فقط با رافضه می‌جنگد

    شبهه‌ی هشتم:
    داعشی می‌گوید: «داعش فقط با رافضه می‌جنگد. بر دو حاکم کافر شیعه خروج کرده‌اند. بر مسلمان خروج نکرده‌اند، و اهل سنت عراق و سوریه با آنها هستند. چطور خارجی است در حالی که اصلا بر مسلمانی خروج نکرده است»؟
    رد شبهه
    این بر خلاف آن چیزی است که از آنها می‌شنویم و می‌بینیم! بر خلاف شهادت کسانی است که پس از اینکه آنها را تصدیق می‌کرد، از نزد آنها گریخته و برگشته‌اند. خلاف واقعیت اعمال خرابکارانه‌شان در کشورهای مسلمان مثل سعودی و کویت و بحرین و اردن و مصر و لیبی و تونس و دیگر کشورهای مسلمان است. الله شرشان را از مسلمانان دور کند! می‌توانی به گوگل رفته و سرچ کنی و بنویسی: تفجیر داعش، یا ارهاب داعش. ببین و بخوان.
    جنگشان با ایران کجاست؟
    جنگشان با دولت صهیونست‌ها در فلسطین کجاست؟
    آیا بر جماعت مسلمانان خروج نکرده‌اند؟!
    آیا اعمال تفجیر و تخریبشان در کشورهای مسلمان نیست؟!
    آیا جوانان سنی را برای عملیات تخریب و ارهابی که هیچ دلیلی از جانب الله بر آن نیست، بسیج نکرده‌اند؟
    کجا آنها با رافضه می‌جنگند؟!

    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول

    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی

    آدرس سایت:

    www.khawarej.com

    کانال تلگرام:

    https://t.me/khawareg

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3
    عنوان کاربر
    مدیر بخش معرفی علمای اهل سنت
    میانگین پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    35
    0

    رد شبهات داعشی (قسمت 09) دفاع از سید قطب

    شبهه‌ی نهم:
    سوال:
    این داعشی از سید قطب دفاع می‌کند و به فتوایی قدیمی از شیخ آلبانی رحمه الله و قبل از اینکه شیخ ربیع بر سید قطب رد بدهد، استناد می‌کند. سپس می‌گوید: در حقیقت علما در سعودی، همه زندانی هستند. سپس در مورد سعودی تشکیک ایجاد کرده می‌گوید: سعودی، علما را زندانی می‌کند.
    رد شبهه:
    این دلالت دارد که او بر فکر خوارج است.
    همچنین دلالت دارد که داعشیان همه به فکر سید قطب منسوب هستند. مذهب خوارج را به عنوان اینکه مذهب اهل سنت و جماعت است، مطرح می‌کنند، و مذهب اهل سنت و جماعت را مذهب مرجئه و ممیّعانی که پیروان استعمارند، توصیف می‌نماید.
    در حقیقت سید قطب رأس و اقنوم تروریسم در عصر حاضر، و بر فکر خوارج است. این قضیه‌ای است که اهل علم تقریر و مطالعه و اثبات آن را از کتاب‌های خودش به پایان برده‌اند، که می‌توانید به آن مراجعه کنید!
    اما تصوری که در مورد سعودی دارد، کذب و افترای محض است.
    چنین سخن گفتن در مورد سعودی، با این روش، تاکید می‌کند که او بر فکر خوارج است، و حقایقی دستکاری شده نزد او وجود دارد و چیزی می‌گوید که نمی‌داند.
    من می‌خواهم برای من یکی از علمای ربانی در سعودی را نام ببرد که در زندان است، تا سپس در حقیقت حالی که مدعی است، نظر کنم!
    اولیای امور در سعودی به انتسابشان به مذهب سلف صالح افتخار می‌کنند، و تلاششان برای جمع کلمه‌ی مسلمین و اتخاذ موضع اسلامی واحد هستند. از قضایای امت اسلامی دفاع می‌کنند. قضایایی که داعش آمده تا آنها را ضایع نموده و نیروها را از اطراف آن پراکنده کند، و دشمنان اسلام را بر ضد امت اسلام یاری کند. و انا لله و انا الیه راجعون.
    اینها مسائلی متعلق به رد این شبهات بودند. از الله تعالی خواهی توفیق و هدایت و رشد هستم. از الله می‌خواهم که مسلمانان گمراه را با رحمت و هدایت خود، به حق بازگرداند.
    وصلِّ اللهم علی محمد و علی آله و صحبه و سلم

    سوال:
    اگر داعشی گفت: «من از طاعت کدام ولی امر خارج شده‌ام»، در جوابش چه باید گفت؟
    جواب:
    خروج بر ولی امر گاهی به وسیله‌ی شمشیر کشیدن و شکستن بیعت است.
    گاهی نیز با خروج از عقیده‌ی اهل سنت و جماعت است. از این رو از برخی سلف نقل شده که هر مبتدعی، خارجی است، و سرنوشت هر صاحب بدعتی این است که قائل به شمشیر کشیدن بر علیه امت محمد صلی الله علیه وسلم می‌شود.
    گاهی نیز به وسیله‌ی شمشیر کشیدن بر همه‌ی مسلمانان است.
    این صفات در خوارجی که در میان فرقه‌های مسلمان ذکر شده‌اند، یا به صورت مباشر وجود دارد، یا لازمه‌ی سخن و اعتقادشان است؛ مثل خوارج قعدیه.[1]
    همه‌ی این معانی در داعش وجود دارد و به همین خاطر، خارجی هستند؛
    زیرا داعشیان بر آنچه که اهل سنت و جماعت بر آن هستند، خروج کرده‌اند.
    همچنین بر جماعت مسلمانان خروج کرده و در میان آنها شمشیر به کار برده‌اند، و اهل اسلام را به قتل رسانده و کاری به بت پرستان ندارند.
    افراد داعش همگی بیعت اولیای امورشان را شکسته و به داعش ملحق شده‌اند. خصوصا کسانی که از کشورهای خلیج هستند، و این کار، خروج بر ولی امر کشورشان به حساب می‌آید. والله الموفق.
    [1] – خوارج قعدیه خوارجی هستند که خود نشسته‌اند، اما با سخنانشان دیگران را تشویق به خروج می‌کنند.

    نویسنده: شیخ محمد بن عمر بازمول
    مترجم: سید ابوبکر یگانه قلاتی
    مرکز رد شبهات خوارج:
    www.khawarej.com
    کانال تلگرام:
    https://t.me/khawareg

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند: 2

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  



Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0