حزب گرایی ارمغان نامبارک دنیای غرب به جهان اسلام


حزب یک بدعتی در دین است که در حقیقت ارمغان دنیای غرب و صلیبی است که وارد جامعه مسلمین شده است، وگرنه اسلام از اساس با گروهگرایی و حزبگرایی مخالفت شدیدی کرده است، و آنرا جزو عمل
مشرکین برشمرده است:

« .. وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ» (روم 31-32).

یعنی: و از مشرکان نباشید، همان کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر حزبی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!

« إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَی اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ» (انعام 159).

یعنی: کسانی که دین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‏های گوناگون تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‏ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‏دادند، با خبر می‏کند.

احزاب، بسیار و راههایشان متعدد است. درحالیکه راهی که انسان را به خداوند متعال وصل می کند تنها یک راه واحد است. زمانی رسول الله صلی الله علیه و سلم چون دیگر اوقات در میان اصحاب روی زمین نشسته بودند. نشستن معروف شناخته شده که دلیل بر تواضع و فروتنی ایشان بود، بر روی زمین خط مستقیمی کشید و فرمود:«هَذَا سَبِیلُ اللَّهِ مُسْتَقِیمًا» (این راه مستقیم خداوند است.) ابن ماجه و امام احمد. سپس از راست و چپ آن شروع به کشیدن خطهای کوتاهی نمود آنگاه فرمود:«هَذِهِ السُّبُلُ وَلَیْسَ مِنْهَا سَبِیلٌ إِلَّا عَلَیْهِ شَیْطَانٌ یَدْعُو إِلَیْهِ» (اینها نیز راههایی هستند بر هر کدام از آنها شیطانی قرار دارد که به سویش فرا می خواند.) سپس این آیه را قرائت فرمود:«وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ» ‏ انعام 153‏. «این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راهها و مناهج بپرهیزید که باعث خواهد شد دچار تفرقه در راهش شوید.» سپس در حالیکه انگشت خویش را بر راه مستقیم می کشید گفت: «هذا صراط الله و هذه طرق و علی رأس کل طریق منها شیطان» (این راه خداوند است اینها نیز راههای دیگرند و بر هر کدام از آنها شیطانی قرار گرفته است.)

پس مسلمانان نباید خود را در قالب احزاب و گروهها از دیگران متمایز کنند و از اصول و قواعد خاصی که شبیه اساس نامه حزبی است پیروی کنند، بلکه همه باید تابع کتاب و سنت باشند چه موافق با مقاصد حزبی از احزاب باشد یا نباشد.

اما شرکت در احزاب انسان را وادار می کند که تابع موازین و اهداف تعریف شده حزب باشند، بدین ترتیب بدعتی در دین ایجاد شده که مردم را موظف به برآورده ساختن اهداف و مقاصد حزبی می کنند، درحالیکه چه بسا بسیاری از این احزاب بخاطر بازیهای سیاسی، از بسیاری از احکام شریعت عدول کرده و بدتر از آن، عدول از آن احکام را با تاویلات توجیه می کنند تا با اهداف و سیاستهای حزبی آنها هماهنگ شود! و مانعی را بر سر راه رسیدن به مطلوب شان نیابند.

بسیاری از اعضای این احزاب، بیشتر از آنکه تابع کتاب و سنت باشند، تابع حزب و رهبران سیاسی و معنوی آن هستند، و دین را همان چیزی می دانند که حزب و رهبرانشان از دین تعریف و ترسیم می کنند، و اگر خلاف آنرا بشنوند، با تاویلهای باطل آنرا نمی پذیرند تا مبادا خللی در کار حزبی آنها وارد گردد، به اصطلاح مصالح حزب را بر مقتضای شریعت ترجیح می دهند، و با تاویلات و توجیهات عقلی یا چنگ زدن به متشابهات قرآنی از آن فرار می کنند.

هرآنچه حزب و شورای رهبری حکم کند، باید پیروان و اعضای حزب از آن پیروی کنند، و هرآنچه بد شمردند دیگر اعضاء نیز آنرا بد می دانند!

عدی بن حاتم رضی الله عنه که یک نصرانی بود و به دین اسلام مشرف شده بود میگوید: «روزی به نزد نبی کریم صلی الله علیه وآله وسلم آمدم ودرگردنم صلیبی ازطلا را آویزان کرده بودم، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «ما هذا یا عدی اطرح عنک هذا الوثن» این چیست ای عدی؟ این بت را دور بیانداز، سپس شنیدم که این آیه شریف را میخواند: «اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله والمسیح ابن مریم» (آنها) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم را. سپس فرمود: آنان احبار ورهبان را نمیپرستند، ولکن هرگاه آنان حلالی را حرام میکردند، ویا حرامی را حلال میکردند، ایشان به گفته های آنان اعتماد و یقین میکردند. "صحیح الترمذی" (3095).

آری، مشابه اینرا اکنون در احزاب مشاهده می کنیم؛ که اعضاء و پیروان حزب باید تابع دستورات و برنامه های حزب خود باشند، وگرنه بعنوان عضو خاطی اخراج می شوند، حال چه دستورات و برنامه های حزبشان با احکام شریعت سازگار باشد یا نباشد!

خلاصه اینکه: حزب و حزبگرایی یک توشه ی نامیمونی بود که متاسفانه بعضی از مسلمانان به تقلید از دنیای صلیبیت آنرا وارد دین نمودند و در بین مسلمین ترویج دادند، تا جائیکه برای مسلمانان یک امر عادی شده بود! درحالیکه این پدیده بدعتی در دین بود که خدای متعال ما را از آن نهی کرده بودند، چرا که موجب چند دستگی و چند صدایی در جامعه مسلمین می شود و اختلاف و تفرقه را دوچندان می کند.

برای همین علمای طراز اول جهان اسلام حزب گرایی را بدعت و حرام دانسته اند، و شرکت در این احزاب یا طرفداری از آنها را ممنوع اعلام کرده اند، هرچند ممکن است بعضی از اشخاص برجسته و سرشناس داخل این احزاب شده باشند که متاسفانه این افراد نیز به دام این پدیده نامیمون افتاده اند و تاسف بیشتر آنکه وجود آن اشخاص بهانه ای شده است برای بعضی از مردم برای حمایت یا شرکت در این احزاب! غافل از اینکه ما مسلمانان تابع کتاب و سنت هستیم نه اشخاص برجسته دینی، زیرا کسی را بجز انبیای الهی از گناه معصوم نمی دانیم.

پس عمل به نصوص کتاب و سنت ما مسلمانان را موظف می کند که نباید تابع هیچ گروه یا حزبی شویم، هرچند که دارای اسمهای زیبا و فریبنده اسلامی باشند! و وظیفه یک مسلمان چیزی نیست جز پیروی از کتاب و سنت صحیح نبوی صلی الله علیه وسلم، حال چه هماهنگ با برنامه احزاب باشد یا نباشد، چه احزاب از ما خشنود باشند یا نباشند..

از اینرو هر حزبی که بنام حزب اسلامی تشکیل شده، کار آنها بدعتی در دین است و قطعا بنا به فرموده ی پیامبر صلی الله علیه وسلم هر بدعتی ضلالت است:

‏« ..وایاکم و ‏محدثات الامور فان کل محدثة بدعه، وکل بدعة ضلالة». ابو داود و ترمذی‏.

یعنی: بر شما باد که از امور بدعت دوری کنید، زیرا هر بدعتی گمراهی در پی دارد.

و عبداﷲ بن عمر رضی ﷲ عنهما شاگرد مکتب نبوی صلی الله علیه وسلم چنین فرموده اند:

«کل بدعة ضلالة وإن رآها الناس حسنة»

«هر بدعتی گمراهی است اگر چه مردم آنرا خوب ببینند». ( دارمی آن را با سند صحیح روایت کرده است).

با وجود آنکه پیروان این احزاب مرتکب بدعتی در دین شده اند، اما بصورت معین حکم به جهنمی بودن مسلمانی داده نمی شود، ولی آنها را آگاه می کنیم که هر بدعتی گمراهی است و عاقبت هر گمراهی آتش جهنم است، پس برای دوری از آتش جهنم باید دست از بدعت برداشت و به منهج روشن نبوی بازگشت.


موضوع: حزب گرایی ارمغان نامبارک دنیای غرب به جهان اسلام
مصدر: سایت منهج